|
تاریخ انتشار : 1389/03/22 |
 |
|
صادق زیباکلام در گفتگو با «فرارو»: متاسفانه ما نه از دو خرداد درسی گرفتیم نه از 22 خرداد(بخش پاياني) |
|
بر این باور که باید از حوادث درس گرفت تا چراغ راه باشد و زنهار چاه؛ معتقدیم که نباید مسئله را پاک کرد بلکه باید طرح کرد و در این طرح و بازخوانی باید به تمامی متفکران و عالمان و دانشگاهیان متوجه بود؛ در این بازاندیشی باورمان آن است که باید بی غرض ورزی تمام رخداد را دید؛ پس از این رو باید از تمامی چهرهها و اندیشهها استقبال کرد. اینک بازخوانی انتخابات دهم را از زاویه دید دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه پیش رو دارید امید که بتوانیم این اتفاق مهم را از زوایای دیگر نیز بر رسیم. |
|
...
> یعنی شما معتقدید که آقایان کروبی و موسوی و... فراقانونی و خارج از قانون عمل کردند؟
• من نمیگویم فراقانونی عمل کردند، من میگویم این سوال را خیلی جدی برای خودشان مطرح نکردند. این سوال که ما زیر مجموعههای نظام را تا کجا، چقدر و چگونه قبول داریم؟ در ازدواج کاتولیکی وقتی که به کشیش "بله" گفته میشود. کشیش میگوید این "بله" یک سری تبعات دارد. در مریضی، سلامت، فقر، ثروت و در همه چیز باید با هم باشید. اگر زن مریض شد مرد باید تبعات آن را بپذیرد و او را زن خود بداند و بالعکس. این یعنی این "بله" تبعات دارد. شما اگر بگویید میخواهم در چهارچوب نظام مبارزه کنم این تبعات دارد و باید تبعات آن را پذیرفت و باید از راهکارهای آن نظام استفاده کرد.
> به نظر میرسد در این مقطع کار سختی است.
البته که سخت است ولی بدیل آن میشود این که یک بار دیگر انقلاب کنیم و... نمیدانم، به هر حال ما یک دفعه انقلاب کردیم با وجود آن عظمت همچنان پر از نواقص است. وقتی به عقب بر میگردیم میبینیم که مبارزات تدریجی در بلند مدت خیلی ماندنیتر بودهاند. دو خرداد را در نظر بگیرد چون یک فضای کاذب بود از بین رفت و دستاورد زیادی نداشت. فضاهایی به توسعه سیاسی یک جامعه کمک میکنند که به تدریج اتفاق بیافتند. فضاهایی که سریع اتفاق میافتند خیلی سریع هم به عقب بر میگردند.
> آقای دکتر به عنوان سوال آخر آثار و تبعات وقایع را چگونه میبینید؟ آیا 22 خرداد دستآوردهای مثبتی داشت؟
باید تبعات وقایع انتخابات را به دو بخش تقسیم کرد؛ تبعات کوتاه مدت و بلند مدت.
الف) تبعات کوتاه مدت
- اولا یک شکاف عمیق دولت – ملت به وجود آمده است. یعنی این که ما به سمت و سویی میرویم که بخش قابل توجهی از مردم حکومت و نظام را خیلی متعلق به خود نمیدانند. یعنی یک جور بی تفاوتی حاکم شده است. این اصلا پدیده خوبی نیست. مردم آرام آرام در انتخابات شرکت نمیکنند، به اتفاقات بی تفاوت میشوند و... این درست نیست. متاسفانه خیلی از اقشار و لایههای تحصیل کرده جامعه دچار این وضعیت شدهاند. به هر حال باید حکومت نگران باشد که در بلند مدت این افراد را به نظام پیوند دهد و علاقهای در دل آنها ایجاد نماید.
- جایگاه ایران در عرصه بین الملل؛ در نتیجه این انتخابات جایگاه ایران در عرصه بین الملل دچار افت چشمگیری شده است. اگر شاخص صفر تا صد را در نظر بگیریم و جایگاه بین الملی ایران قبل از 22 خرداد را 50 بدانیم پس از انتخابات این شاخص به 20 یا 30 رسیده است.
- رکود اقتصادی؛ علیرغم اعدادی که دولت آقای احمدینژاد ارائه میدهد ولی واقعا در جامعه بلاتکلیفی حاکم است و ثبات اقتصادی وجود ندارد. سرمایهگزاری بسیار کاهش پیدا کرده است.
- تضعیف دموکراسی در جامعه؛ نقش و نفوذ نهادهای مدنی مانند مطبوعات، احزاب، سازمانهای غیر دولتی، دانشگاه ها و... به شدت تضعیف شده است. عرصه بر تمام کسانی که مخالف هستند تنگ شده است.
- افت جایگاه قوه قضائیه؛ متاسفانه نفوذ حکومت در این قوه افزایش یافته است بخصوص در جریان دادگاههای روزنامه نگاران و رجال سیاسی، عملا احکام صادر شده قضایی به نظر نمیرسید و این مسئله لطمه بزرگی به قوه قضاییه وارد کرد. همچنین ابتکار عمل بازداشتها بیشتر در اختیار تشکیلات اطلاعاتی امنیتی است تا قوه قضائیه.
- تضعیف قوه مقننه؛ حملات اخیری که از سوی دولت به مجلس صورت گرفته است نشانهای این مسئله است. تا به حال سابقه نداشته است که قوه مجریه این گونه در برابر مجلس موضعگیری نماید.
- در مقابل تضعیف این دستگاه ها متاسفانه تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی و نظامی به همان میزان قدرتمند شدهاند. این ها مواردی است که در کوتاه مدت اتفاق افتاده است.
ب) تبعات بلندمدت
اما در بلند مدت، آثار و تبعات جریانات پس از 22 خرداد بسیار پر اهمیت است.
- یکی از نکات مهم که باید حکومت به فکر آن باشد جایگاه ولی فقیه برای تداوم موجودیت نظام است.
- تضعیف نقش دین در جامعه؛ تصور میکنم که توجه برخی از مردم به دین به خصوص قشر جوان و تحصیل کرده پس از تحولات 22 خرداد کم رنگ شده است.
- تقسیم بندی روحانیت؛ روحانیون وابسته به حکومت از روحانیون مستقل جدا شدند. در دهه شصت و هفتاد این حالت وجود نداشت. ولی الان یک پدیده نوین شکل گرفته است که روحانیون را می توان به دو قسمت حکومتی و مستقل تقسیم کرد.
- بن بست جریان روشنفکری دینی؛ یکی از قربانیان مسائل پس از انتخابات به نظر من جریان روشنفکری دینی است، این جریان تلاش میکرد که به صورتی بین نظام دینی حاکم در ایران و دموکراسی پیوند برقرار کند اما پس از انتخابات عملا حرفی برای گفتن ندارد و اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی بدل شد و به این نتیجه رسید که کلا نظام جمهوری اسلامی ایران را نفی و محکوم کند. فکر میکنم پس از انتخابات تکلیف روشن فکری دینی برای خودش مشخص شد.
- بن بست سیاسی اقشار تحصیلکرده؛ احساس بن بست سیاسی که بخصوص بین اقشار تحصیل کرده به وجود آمده است می تواند در بلند مدت به صورت خرده فرهنگها و امراض اجتماعی خودش را نشان دهد، اعتیاد، افسردگی، پایین رفتن سن اعتیاد، بی بندو باری، خراب شدن وضع حجاب، همه این ها میتواند به عنوان یک واکنش بروز پیدا کند.
من این بحث را قبول ندارم که یک عدهای سعی میکنند بیحجابی را به مبارزه منفی با نظام ربط دهند. من فکر میکنم که برای خیلی از جوانان این مسائل بی معنا شدهاست. حجاب برای آنها دیگر مفهومی ندارد. این نیست که ما فکر کنیم فلان جوان بی حجاب است به خاطر این که به نظان "نه" بگوید بلکه به نظر میرسد خیلی از آنها بی تفاوت شدهاند دیگر حجاب برایشان معنی ندارد.
این مسائل به نظر من مصائب بلند مدت حوادث پس از 22 خرداد است. این است که 22 خرداد متاسفانه برگ زرینی در تاریخ معاصر ایران نیست حالا کسانی که از بین رفتند، محکومیتهای بلند مدت فعالین و... به جای خود.
پايان
|
|
|