گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 اگر احمدي‌نژاد تاييد صلاحیت شود، با روحاني به دور دوم انتخابات مي‌روند.
 تاثیر فقدان هاشمی همچون رد صلاحیتش است
 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 کارنامه ناموفق نظامیان در اقتصاد
 پاسخ به صادق زيبا‌كلام: از يك «ليبرال» بعيد است!
 پاسخي به «پاسخ صادق زيباكلام»
 توجيهات آقاي زيباكلام!
 آیا بهتر نیست صادق زیباکلام به استخدام وزارت خارجه آمریکا یا صدای آمریکا در بیاید؟
 

 

 

تاریخ انتشار : 1388/06/30

بررسی پیشنهاد میانجی گری آیت الله مهدوی کنی در گفت و گو ی "عصرایران"با صادق زیباکلام

دکتر صادق زیباکلام علیرغم ارادتی که به آیت الله مهدوی کنی دارد، معتقد است که میانجی گری مهدوی کنی بین اصلاح طلبان و اصولگرایان حامی دولت، امری امکان ناپذیر است؛ چرا که جناح راست رادیکال اساساً بحرانی را در جامعه به رسمیت نمی شناسد که برای حل و فصل آن حاضر به پذیرش میانجی گری کسی باشد.
گفت و گوی عصرایران با این استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی را بخوانید:

اخیراً آقای مطهری پیشنهاد داده اند که آیت الله مهدوی کنی به میانجی گری جهت فرونشستن آتش اختلافات اخیر بپردازد. به نظر شما این پیشنهاد قابل تحقق است؟

ببینید اساساً شیخوخیت و میانجی گری و کدخدامنشی و حکمیت همواره بین دو طرف دعوایی است که خودشان نمی توانند به توافق برسند. یعنی آنها می ایند یک یا چند فرد ثالث را به عنوان حکم انتخاب می کنند تا آنها در این میان داوری کنند ؛ حکم داور هم برای طرفین متاع و قابل قبول است.

اما الان در جامعه ما چنین وضعی حاکم نیست. یعنی جناح پیروز در انتخابات 22 خرداد اساساً جریان و جناح دیگری به غیر از خودش را به رسمیت نمی شناسد. این جناح می گوید انتخاباتی برگزار شده است و ما در این انتخابات پیروز شده ایم و هیچ مشکل و بحرانی هم در کار نیست. پس چرا ما به حکمیت و شیخوخیت تن بدهیم؟ چرا آیت الله مهدوی کنی یا علی لاریجانی بیایند و حکمیت کنند؟ دعوایی وجود ندارد.

ما در این انتخابات پیروزی قطعی و کامل بدست اورده ایم. رقیب ما هم در این انتخابات شکست خورد ولی شکست را قبول نکرد و به مردم گفت که در انتخابات تقلب شده است و کار را از مسیر قانونی خارج کرد و پس از آن هم مردم را به شورش دعوت کرد.

 این جناح می گوید طبق قانون، انتخابات را وزارت کشور برگزار می کند و شورای نگهبان هم بر آن نظارت می کند. اگر شورای نگهبان انتخابات را تایید کند، دیگر مشکلی باقی نمی ماند.

این جناح در آغاز چنین گفت اما پس از آن ادعایش را هم بیشتر کرد و گفت که رقیب من اساساً به دنبال انقلاب مخملی و براندازی نظام بود و این حرف هم حرف ما نیست بلکه خود آنها الان این حرفها را در تلویزیون می گویند. خود آنها به این امر اعتراف کرده اند که به بهانه تقلب در انتخابات به دنبال شورش و براندازی بودند.

بنابراین از نگاه جناح پیروز انتخابات 22 خرداد اساساً دعوا و بحرانی وجود ندارد که آقای مهدوی کنی یا علی لاریجانی یا هاشمی شاهرودی بخواهند برای حل این بحران وساطت و میانجی گری کنند.

این جناح نه تنها الان این حرف را می زند بلکه در اوایل تابستان هم که بحران در نقطه اوج بود و مساله عبور از بحران و آشتی و وفاق ملی توسط هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه مطرح شد، وجود بحران را انکار کرد.

آقای هاشمی خیلی پیشتر از علی مطهری پیشنهاد داد که بحران بوجود آمده از طریق آزاد کردن زندانیان و پاره ای اقدامات دیگر، حل و فصل شود. جناح پیروز در انتخابات نه تنها معتقد است که نیازی به وفاق و آشتی ملی نیست بلکه درست اندکی پس از سخنان هاشمی در نماز جمعه، اقداماتی کاملاً خلاف توصیه های ایشان انجام داد. دادگاهها، اعترافات و به زانو در آوردن مخالفان سیاسی، درست نقطه مقابل آن چیزی بود که آقای هاشمی مطرح کردند.

مطابق توضیحات شما، پذیرش میانجی گری آیت الله مهدوی کنی در واقع در حکم پذیرش بحران و تداوم شرایطی است که از نظر جناح پبروز در انتخابات، شرایط نامطلوب محسوب می شود.

دقیقاً همین طور است. ببینید جناح راست افراطی الان می گوید امسال فقط سه تن از وزرای ما در مجلس رای نیاوردند اما چهار سال پیش وزرای بیشتری در مجلس رای نیاوردند.
این جناح می گوید کابینه رای اعتماد سنگینی را در مجلس آورده و دولت جدید هم کار خودش را با برنامه مشخص شروع  کرده است و ما دیگر باید به مسائل بین المللی بپردازیم.
شما به بسته پیشنهادی ارسال شده از سوی دولت برای کشورهای 5 + 1 نگاه کنید. در این بسته از حل و فصل مسائل جهانی، اصلاح ساختار سازمان ملل، صلح بین المللی و مساله پناهندگان جهانی سخن به میان امده است.

حالا شما می خواهید به این جناح بگویید که تو در کشور خودت مشکل داری؟ او که چنین چیزی را نمی پذیرد. این جناح مشکل را در سطح بین المللی می بینید و می گوید ما به حول و قوه الهی می خواهیم مشکلات بین المللی را حل کنیم. سران این جناح بر خلاف آقای لاریجانی و باهنر و مطهری و توکلی، هیچ مشکلی در کشور نمی بینند. تنها مشکلی که به نظر انها وجود دارد، این است که چرا آقای موسوی و کروبی و خاتمی دستگیر نشده اند. این حرف را هم از این باب نمی زنند که این افراد مخل کار دولت هستند بلکه می گوید این افراد را باید مجازات کرد تا عدالت در برخورد با اعضای جنبش سبز رعایت شود.

به نظر شما سران جریان مخالف در شرایط فعلی تمایلی به پذیرش پیشنهاد علی مطهری دارند؟

بله، آنها قطعاً این پیشنهاد را می پذیرند زیرا آنها معتقدند که جامعه ما در حال حاضر مشکل دارد و با بحران مواجه است.

برخی می گویند آقای مهدوی کنی خودش جزو جناح راست است و به همین دلیل نمی تواند در این دعوا میانجی باشد. شما با این نظر موافقید؟


نه، من علیرغم انتقاداتی که به آیت الله مهدوی کنی دارم، هنوز هم برای ایشان احترام قائلم و ایشان را یکی از پاک ترین و باتقواترین چهره های نظام می دانم و واقعاً بدون تعارف و تکلف دستشان را می بوسم. ایشان انسان فوق العاده باتقوا و با انصافی هستند و واقعاً از خدا می ترسند و همین باعث می شود حق را ناحق نکند.

شما اساساً راهکار حکمیت و میانجی گری را راهکار مفیدی می دانید؟

بله، اما مقصود من این نیست که مشکلات عمیق تر سیاسی – اجتماعی ریشه در مسائل بنیادین جامعه دارد و با ریش سفیدی و نصیحت حل و فصل نمی شود. مساله شکاف طبقاتی با شیخوخیت و کدخدامنشی حل نمی شود. آن چیزی که با شیخوخیت قابل حل و فصل است، بحران و قهری است که در جامعه ما بوجود آمده است.

به نظر من این بحران با شیخوخیت قابل حل و فصل است. اول این بحران باید فروکش کند تا پس از ان برنامه های بلند مدت ریخته شود تا مشکلات جامعه حل شود. اگر جناح راست افراطی به این باور رسیده باشد که دیگر مشکلی وجود ندارد، ما در آینده با بحرانهای عظیم تری مواجه خواهیم شد. چه کسی فکر می کرد که در 25 خرداد 1388 آن جمعیت عظیم در خیابانهای تهران راه پیمایی کنند؟
آیا دو ماه پیش از آن، ما چنین فکری می کردیم؟ این امور در حقیقت نشان دهنده معضلات عمیق اجتماعی – سیاسی جامعه ما است. اگر ما شهامت دیدن این مشکلات را نداشته باشیم، گاه گاه این مشکلات مثل آتش زیر خاکستر سر بر می آورند.

اخیراً آقای مهدوی کنی به مهندس موسوی توصیه کردند که امام حسن وار از در صلح در بیایند تا نظام حفظ شود. شما با این توصیه موافقید؟

من معتقدم که فرمایش ایشان درست است اما اگر فقط مهندس موسوی گذشت کند، طرف مقابل این موضع گیری را به حساب پیروزی خودش می گذارد. آن جناح این کار را به حساب بزرگواری مهندس موسوی نمی گذارد بلکه به حساب بی استدلال بودن ایشان در این دعوا می گذارد.

ممکن است بگوییم مهم نیست جناح راست افراطی چه فکری می کند. بگذار انها بگویند که مهندس موسوی ترسید و جا زد. چه اشکالی دارد؟ ببینید مشکل عظیم تر از این حرفهاست زیرا وقتی طرف مقابل خودش را بیش از پیش پیروز احساس کند، به همین روش غلط خودش ادامه می دهد.

علاوه بر این بسیاری از رای دهندگان به موسوی، بخصوص اقشار و لایه های جوانتر این جمعیت، مثل من 60 ساله نمی گویند که مهندس موسوی برای حفظ مصالح نظام کوتاه امد. انها جور دیگری به مساله نگاه می کنند. یعنی می گویند مهندس موسوی جا زد و مصالحه کرد و پس از آن به سراغ روشهای رادیکال تر می روند.

پس پذیرش پیشنهاد مهدوی کنی از سوی مهندس موسوی یا حکومت رادیکال تر می کند یا اینکه به رادیکالیزه شدن جامعه و جریان معترضین منجر می شود؟

البته این جا یک اگر خیلی مهم وجود دارد و آن اینکه مصالحه و گذشت فقط از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی صورت نگیرد.

منظور شما این است که عقب اجتماعی کروبی و موسوی هم باید مصالحه را بپذیرند؟

نه، منظورم این است که جناح مقابل هم باید مواضعش را تعدیل کند. دیگر اینکه، ممکن است آقای مهدوی کنی به مهندس موسوی بگوید جناح افراطی آن قدر از پیروزی خودش سرمست است که حاضر نیست مواضع خودش را تعدیل کند؛ بنابراین اگر شما هم تغییر موضع ندهید، این بحران همچنان باقی خواهد ماند. اتفاقاً این حرف درست است زیرا تا همین جا هم بیشترین هزینه را در این ماجرا نظام پرداخته است. یعنی آبروی نظام لطمه دیده است.

شما جامعه را نگاه کنید. می بینید که روزه خواری چقدر شایع شده است. برخی از افراد از قصد روزه خواری می کنند. یعنی تظاهر به روزه خواری می کنند. در حالی که این افراد پارسال اگر هم روزه نمی گرفتند، لااقل روزه خواری هم نمی کردند. یعنی اصراری به نشان دادن روزه نبودن خودشان نداشتند. این ها هزینه هایی است که نظام دارد می پردازد.

بنابراین اگر قرار است موسوی و کروبی و خاتمی بیاییند گام آشتی جویانه بردارند و جناح مقابل هم همچنان مغرورانه به مشی پیشین خودش ادامه دهد، مشکل حل نمی شود.
ممانعت از رادیکالیزه شدن جامعه در گرو این است که بزرگان اصلاح طلب این نکته را به عقبه اجتماعی جریان اصلاحات تفهیم کنند که آشتی جویی مهندس موسوی مبتنی بر چه دلایلی است. یعنی به جامعه این نکته را تفهیم کنند که مصالحه موسوی و کروبی و خاتمی به دلیل مصالح بلندمدت کشور است نه به دلیل ترس و واهمه آنها.

شما فکر می کنید زمینه پذیرش این نکته وجود دارد؟

بله، اما نه برای همه. ولی این بسته به هنر و توانایی ما است که این نکته را در ذهن مردم جا بیندازیم.

ظاهراً راست رادیکال خواهان تداوم تنش در جامعه است و به همین دلیل بر طبل دستگیری موسوی و کروبی می کوبد. به نظر شما پروژه تنش آفرینی در داخل تا کجا قرار است ادامه یابد؟

این پروژه قرار است به جایی برسد که اساساً هیچ کسی نتواند بگوید بالای چشم راست رادیکال ابرویی هم پیدا می شود و کسی هم نباید کوچکترین انتقادی بکند. در این شرایط حداکثر راجع به ترافیک و الودگی هوا و یا پوسیدگی لوله های آب تهران می توان انتقاد کرد اما در باب مسائل مهم سیاست داخلی و خارجی نمی توان انتقاد کرد.

لوازم ایجاد چنین شرایطی از نظر راست رادیکال، کنار رفتن اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی است؟

این تصوری است که راست رادیکال دارد اما این جناح سخت در اشتباه است زیرا جامعه ایران نه عراق صدام است، نه ایران عصر رضا شاه و محمد رضا شاه است و نه شوروی عصر استالین و کره شمالی کیم ایل سونگ است. در جامعه ایران بیش از یکصد سال مبارزه ازادیخواهانه صورت گرفته است. زهی خیال باطل که بشود آن رژیمهای استبدادبی را در ایران امروز ایجاد کند.
ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح