گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 کارنامه ناموفق نظامیان در اقتصاد
 پاسخ به صادق زيبا‌كلام: از يك «ليبرال» بعيد است!
 پاسخي به «پاسخ صادق زيباكلام»
 توجيهات آقاي زيباكلام!
 آیا بهتر نیست صادق زیباکلام به استخدام وزارت خارجه آمریکا یا صدای آمریکا در بیاید؟
 مدل تهران- ‌‌لندن قابلیت اجرا در مورد عربستان ندارد
 خطر نفوذ در دعوت انگلیسی‌ها از همکلام خود!
 

 

 

تاریخ انتشار : 1388/06/12

تغییر گسترده سفرا در گفتگو ی "روزآنلاین"با صادق زیباکلام

صادق زيبا کلام استادعلوم سياسي دانشگاه تهران در گفت وگو با روز با اشاره به خبر تغيير گسترده سفراي ايران در کشورهاي مهم اروپايي و آسيايي گفت که چون حرف اول واخر را آقاي احمدي نژاد مي زند فرقي نمي کند چه کسي در اين سفارتخانه ها باشند. به گفته وي نگاه رييس دولت به انتخاب وتغيير سفرا مانند نگاه او به تغيير وانتصاب وزراست که کسي انتخاب مي شود که فرمان بر ومطيع باشد و ملاحظات کارشناسي نقشي دراين تصميم گيري ندارد.

شنيده شده که قرار است چهل سفير در دولت جديد درسراسر جهان تغيير کنند. معناي عملي اين تغيير در دستگاه سياست خارجي چيست؟

واقع مطلب اين است که در دولت آقاي احمدي نژاد و حتي در زمان آقاي هاشمي و دولت خاتمي وضعيت چنين بود که سفارتخانه هاي ما کاره اي نبودند و سياست ها از وزارت خارجه ويا رياست جمهوري ومراکز ديگر ابلاغ مي شد. اين شامل سفراي ما در کشورهاي بسيارمهم اروپايي مانند انگليس، آلمان، فرانسه ويا ژاپن و چين و روسيه هم مي شد. اين وضعيت در زمان آقاي احمدي نژاد به مراتب حادتر شد. يعني اصلا سفارت خانه ها وسفرا وکاردارهاي ما کاره اي نيستند وتصميمات از طرف آقاي احمدي نژاد گرفته مي شود وبه وزارت خارجه فرستاده مي شود واز انجا به اين سفارت خانه ها فرستاده مي شود. بنابراين فرقي نمي کند که سفير ما در سفارت آلمان يا انگليس ويا فرانسه عمرباشد يا زيد. مهم اين است که آقاي احمدي نژاد در مورد رابطه با کشورهاي ديگر چه فکري مي کنند واينکه بايد الان با کشورهاي اروپايي رابطه داشته باشيم يا با ونزوپلا يا با آمريکايي لاتين يا نه. لذا حتي اگر ما سفارتخانه هم نداشته باشيم خيلي به جايي برنمي خورد.


تاثير چنين نگاهي به اهميت سفارتخانه هاي ايران در کشورهاي ديگر چيست؟ يعني چه تاثيري روي نوع سياست گذاري دستگاه خارجي مي گذارد؟

از اين منظر لازم نيست که ما راجع به کشورهاي ديگر شناختي داشته باشيم. آنچه مهم است اين است که آقاي احمدي نژاد در مورد رابطه ما با هرکشوري که مد نظر شما است چه فکري مي کنند؟ اينکه مثلا سفير داشته باشيم يا کاردار يا صميمي باشيم، کمي صميمي باشيم يا خيلي صميمي باشيم يا اصلا صميمي نباشيم، اينها را خود آقاي احمدي نژاد تصميم مي گيرند. بخش قابل توجهي از مسوولين سفارت انگليس يا کشورهاي غربي درايران در طي دهه هاي گذشته خيلي خاطرات جالبي از حضور خود در ايران داشته اند. اين براي من که استاد درس تاريخ تحولات سياسي اجتماعي معاصر ايران هستم واقعا در بسياري مواقع خيلي براي شناخت جامعه ام در آن مقطع کمک مي کند. محض نمونه در اين يک صد سال اخير- چه در دوره شاهنشاهي و چه در دوره بعد از انقلاب- يک مورد پيدا نمي کنيد که سفير ما در يکي از کشورهاي مهم خاطرات خود را نوشته باشد واز وضعيت آن کشورها نوشته باشد. ابدا. حالا ممکن است که شما يکي دوتا استنثنا پيدا کنيد. اما آنها قاعده نيستند بلکه استثنا هستند.  قاعده براين است که سفراي ما منتظر اين هستند که دستور بگيرند که چه بايد بکنند و چه نبايد بکنند.


به هرحال اطلاعاتي که يک سفير و سفارتخانه اش از يک کشور مي گيرند به صورت معمول مبناي روابط دو کشور را تشکيل مي دهد. يعني سفير ارزيابي مي کند محيط محلي را و با استفاده ازاطلاعات جامعي که به دست مي آورد و آن را به مرکز مي فرستد در شکل دهي به سياست خارجي کشور کمک مي کند. بنابراين چنين روالي در ايران محلي از اعراب ندارد؟


اين براي زماني است که شما از سفير جمهوري اسلامي ايران درلندن بخواهيد مثلا با توجه به اينکه حزب محافظه کار شکست خورده وحزب کارگر سرکار آمده و يا مثلا فلان تحول درانگليس  رخ داده بپرسيد که اين تحولات چه تاثيري در سياست خارجي انگلستان درمورد ايران مي گذارد؟ اصلا چنين چيزي از پاريس ولندن وبن خواسته نمي شود. در نتيجه آنها مسووليت و وظيفه اي دراين زمينه ندارند. کسي از آنها نمي خواهد که فرضا برود ببيند که اگر در انتخابات آينده حزب سبزها برنده شود اين موضوع چه تاثيري روي روابط دو کشور مي گذارد. نگاهي که وجود دارد اين است - فرقي نمي کند در اين کشورها چه کسي سفير است-  که اين کشورها سياست هاي استعماري دارند وعليه ايران هستند وخيلي مهم نيست که آقاي سرکوزي در فرانسه درقدرت باشد يا آقاي پمپيدو.


 به نظر مي رسد تغييرات گسترده در سفراي ايران درکشورهاي جهان از همان مدلي تبعيت مي کند که آقاي احمدي نژاد براي انتخاب کابينه خود استفاده مي کند. يعني حالا که قراراست ايشان سياست هاي کلي را اعلام کند چه فرقي مي کند چه کسي وزير باشد. به اين ترتيب که حتي کساني که از نظر وي موفق بوده اند مثل صادق محصولي نيز در کابينه نيست...

بله به همين جهت تغيير سفرا در رابطه ما با ان کشورها تاثيري نمي گذارد. ملاک آقاي احمدي نژاد براي انتخاب وزرا - که مثلا خيلي مهم تر از انتصاب سفير در اسپانياست- اين است که چقدر اين فرد از ايشان تبعيت مي کند وچقدر گوش به فرمان است وچقدر به دستورات وسياست هايي که او اتخاذ مي کند اجرا مي کند. در غير اين صورت آقاي احمدي نژاد آنها را کنار مي گذارد. در کابينه قبلي شاهد بوديم که بيش از ده وزير را کنار گذاشت به نحوي که اگر يک وزير ديگر را کنار مي گذاشت کابينه بايد از مجلس راي اعتماد مي گرفت. به همين جهت آقاي صفار هرندي را نگهداشت که به لحاظ عددي دولت از مشروعيت نيافتد.


چنين برداشتي باعث شده عملا يک نوع جهل مفرط نسبت به اوضاع دنيا وجود داشته باشد. ازجمله مثلا تحولات آمريکا که حتي خود آقاي احمدي نژاد هم درتحليل انتخابات بارها به خطا رفت؟

من براي شما مثال جالب تري مي گذارم. در زمان آقاي رفسنجاني رييس جمهور روماني به ايران آمد ووقتي برگشت به کشورش از کار برکنار واعدام شد. هيچ کس هم نگفت که سفير ما در روماني چه مي کرده وسفارتخانه ما در بخارست نبايد يک گزارشي مي داد که وضع وي ناپايدار است وشما او را به عنوان ميهمان رسمي دعوت نکنيد؟ اما وي دعوت شد ووقتي هم برگشت با آن سرنوشت غم انگيز مواجه شد. تهران چيزي نمي خواهد از سفراي ما از اطراف واکناف جهان نمي خواهد. خود تهران تصميم مي گيرد.


بنابراين ازنظرآقاي احمدي نژاد اين تغييرات گسترده براي اين است که اصلا فرقي ندارد که چه کسي در سفارتخانه هاي ايران باشد مادامي که وي حرف اول را مي زند؟

اين چهل تا سفير که گفته مي شود تغيير مي کنند که سهل است، اگر همه سفراي ما هم در ۱۴۰ کشور تغيير کنند خيلي چيزي عوض نمي شود. قطعا تصميم هايي که گرفته ميشود خيلي تصميمات جالبي نيست. همين نزديکي ما با کشورهاي آمريکاي لاتين و هزينه سنگيني که ما بابت سرمايه گذاري در اکوادور و يا ونزوئلا مي کنيم اين سوال را مطرح مي کند که اگر اين هزينه را ما صرف  بهبود روابط با کشورهاي منطقه مان بکنيم اين به صلاح  کشورمان نخواهد بود؟ مثلا با پاکستان، اردن، عراق، امارات و عربستان؟‌ اينها که خيلي به ما نزديک تر هستند ومهم تر. چرا ما نبايد با اين کشورها رابطه قوي داشته باشيم؟‌اما عملا رابطه ما با بسياري از کشورهاي عربي بود انقدر تنزل يافته که حتي وقتي ما با عراق در جنگ بوديم هم اينقدر وضع خراب نبود. اينها همه تبعات ونتايج نگاه آقاي احمدي نژاد در سياست خارجه است

ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح