گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 نشست روزنامه شرق با حضور صادق زیباکلالام و احمد شیرزاد
 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش دوم
 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش اول
 نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور: دعوت از زنان، اهل سنت و کردها و مشاور یهودی در دولت جدید
 نگذاریم احمدی‌نژادیسم بازگردد
 اگر احمدي‌نژاد تاييد صلاحیت شود، با روحاني به دور دوم انتخابات مي‌روند.
 تاثیر فقدان هاشمی همچون رد صلاحیتش است
 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 

1

 

 

تاریخ انتشار : 1396/04/05

صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش اول

 روزنامه شرق

 خبرنگار: اگرچه مدت‌ها از ۲۹ اردیبهشت می‌گذرد و یقیناً خستگی از تن‌تان بدر رفته اما واقعاً خسته نباشید. ممنونم که این فرصت را دادید و به عنوان اولین سؤال می‌خواهم بپرسم آیا خودتان هیچ می‌دانید که به‌تنهایی چه نقشی در پیروزی آقای روحانی داشتید؟

زیباکلام: با سلام به شما، از روی خودنمایی نمی‌گویم اما واقعاً در آن یک‌ماهه تنها احساسی که نداشتم خستگی بود. خیلی اتفاق افتاده بود که از یک استان می‌آمدم و پرواز بعدی من به یک استان یا شهرستان چند ساعت بعدش بود و صرف نمی‌کرد به منزل بروم و برگردم، در همان سالن فرودگاه یا توی نمازخانه می‌خوابیدم.

خبرنگار: ظاهراً همیشه هم تنها بودید.

زیباکلام: بله

خبرنگار: آقای دکتر آمار جاهایی که رفتید را دارید؟

زیباکلام: نه اما به‌صورت استانی، جاهایی که رفتم گیلان، مازندران، اصفهان، ایلام، مشهد، کردستان، گلستان و یکسری جاهای دیگر هم بود.

خبرنگار: خوزستان و سیستان بلوچستان ‌هم بود.

زیباکلام: آره عرض کردم آمارش را نگه نداشتم.

خبرنگار: در استان‌ها شهر به شهر می‌رفتید؟

زیباکلام: نه بالطبع همه شهرها را نمی‌توانستم و نمی‌شد. مثلاً اهواز یک‌شب ماندم. شبی که وارد اهواز شدم همان‌جا سخنرانی داشتم. فردایش رفتم مسجدسلیمان، رامهرمز و هفتکل. یا در ایلام به‌جز خود ایلام در شهرستان‌های سابله و ایوان ‌هم سخنرانی داشتم و شب آمدم کرمانشاه برای پرواز. گیلان البته دو بار رفتم. بار اول در خود رشت، انزلی و آستانه‌اشرفیه بود و بار دوم روزهای آخر بود که دو تا سخنرانی خیلی بزرگ در خود رشت داشتم بعلاوه در شهرستان‌های رودبار، رضوانشهر و فومن.

خبرنگار: ظاهراً مازندران ‌هم خیلی مفصل بود.

زیباکلام: آره آخرین روز انتخابات که می‌شد چهارشنبه ۲۷خرداد، صبح از رشت حرکت کردیم و یکی، دو تا ماشین از مسئولین ستاد آقای روحانی بودند. آمدیم رامسر، عباس‌آباد، شهسوار، چالوس، نور،‌ بابلسر، بابل، ساری، قائم‌شهر، جویبار، بهشهر تا آنجا که یادم می‌آید.

خبرنگار: همه این‌ها را در یک روز رفتید؟

زیباکلام: بله البته گفتم صبح نسبتاً زود راه افتادیم و آخرین سخنرانی مربوط به بهشهر بود سخنرانی‌ام حدود ۳۰/۱ بعد از نیمه‌شب بود و حدود ۳ برگشتیم دومرتبه ساری و دیگر نماندم ساری همان موقع حرکت کردم به سمت تهران. یادم هست داشتیم راه می‌افتادیم اذان صبح می‌گفتند.

خبرنگار: جمعیت توی این شهرها چه جوری بود؟

زیباکلام: خیلی خیلی زیاد. مثلاً توی بهشهر بااینکه ۳۰/۱بعد از نیمه‌شب بود فکر کنم چندین هزار نفر منتظر بودند یا فومن، نجف‌آباد، خوانسار و خیلی جاهای دیگر.

خبرنگار: آقای دکتر ترکیب جمعیتی معمولاً چه طوری بود؟ تفاوتی می‌کرد توی شهرهای بزرگ یا کوچک؟

زیباکلام: نه تفاوتی نمی‌کرد. تقریباً همه‌جا چه در شهرهای بزرگ یا کوچک اکثریت جوانان و اقشار و لایه‌های امروزی‌تر بودند.

خبرنگار: مخالفین نمی‌آمدند؟

زیباکلام: ان قدر جمعیت طرفدار زیاد بود که صدای مخالفین گم می‌شد. البته چند جا که توی سالن بودیم سعی می‌کردند با شعار و سروصدا مانع سخنرانی بشوند.

خبرنگار: واکنش شما چه بود؟

زیباکلام: سعی می‌کردم جمعیت طرفداران را آرام کنم؛ و بعد هم خطاب به معترضین می‌گفتم که ۳۶۵روز از سال ۲۴ساعت رادیوتلویزیون که من و امثال من مالیاتش را می‌دهیم دست شماست؛ ۵۲جمعه تریبون نماز جمعه در انحصار شماست و ما شما را تحمل می‌کنیم؛ اما شما یک ساعت هم حاضر نیستید ما که اکثریت این مملکت هستیم را در مملکت خودمان تحمل‌کنید. ولی این‌قدر جمعیت در سخنرانی‌ها زیاد می‌شد که چند ده تا مخالف صدایشان بجایی نمی‌رسید. البته کارهای دیگر هم می‌کردند. مثلاً یکی از کارهای متداولشان این بود که جایی که من سخنرانی می‌کردم صدای بلندگوهایشان را بالا می‌بردند و آهنگ و سرود پخش می‌کردند یا در نجف‌آباد که من در تکیه بزرگ وسط شهر سخنرانی می‌کردم بسیجی‌ها با چهل پنجاه‌تا موتور راه افتاده بودند گاز می‌دادند.

خبرنگار: نیروی انتظامی چی؟

زیباکلام: بیشتر وقت‌ها همراه بودند و سعی می‌کردند راه‌بندانی که سخنرانی‌ها ایجاد می‌کرد را باز کنند و نگران بودند درگیری نشود.

خبرنگار: آقای دکتر در این ده‌ها سخنرانی چه می‌گفتید؟

زیباکلام: چند تا تم کلی بود. یکی این بود سطح اخلاق در این انتخابات به‌شدت نزول کرده و تندروها از گفتن هیچ دروغ و دادن وعده‌های عوام‌فریبانه صرفاً به‌منظور کسب رأی خودداری نمی‌کنند و پشیزی برای اصول و اخلاق ارزش قائل نیستند؛ دومی این بود که روحانی در این سه سال و نیم معجزه نکرده اما کارنامه‌اش به آن ناموفقی و سیاهی که تندروها سعی می‌کنند نشان دهند نبوده‌است. سومی این بود که اقتصاد ایران یک اقتصاد بیمار، ناکارآمد و فاسد دولتی است و از زمان انقلاب صنعتی در قرن هیجده‌ام تا به امروز محض نمونه حتی یک اقتصاد دولتی هم نتوانسته موفق شود. چه روحانی، چه احمدی‌نژاد، چه حتی اگر آقای رئیسی یا قالیباف رئیس‌جمهور شوند ازنظر کلان اقتصادی خیلی تغییر بنیادی نمی‌توانند به وجود آورند همچنان که درزمان مرحوم آقای هاشمی یا آقای خاتمی به وجود نیامد. چون اقتصاد ما دولتی است و همه امکانات اقتصادی و سیاست‌ها در دست حکومت است. ما باید ببینیم کشورهای دیگر همچون برزیل، آرژانتین، مکزیک، مالزی، هند، ترکیه، چین و سایرین کدام مسیر را ظرف چند دهه گذشته رفته‌اند که توانسته‌اند از مدار توسعه‌نیافتگی خارج بشوند و تبدیل به اقتصادهای موفق صنعتی و صادرکننده شده‌اند، درحالی‌که خیلی از آن‌ها نه یک بشکه نفت داشته‌اند و نه یک کپسول گاز، ما هم همان را الگو قرار دهیم و شعارهای پرزرق‌وبرق اما توخالی و پوک را که سی-چهل سال است تکرار می‌کنیم، همچون الگوی اقتصاد ایرانی اسلامی، اقتصاد توحیدی، اقتصاد اسلامی یا الگوی توسعه بومی و امثالهم را کنار بگذاریم و مسیری را برویم که درستی و کارآمدی خود را در آن اقتصادها نشان داده است.

خبرنگار: راجع به برجام هم ظاهراً مطالبی می‌گفتید؟

زیباکلام: بله می‌گفتم که مخالفین روحانی و دلواپسان در مورد برجام دروغ می‌گویند که هیچ دستاوردی نداشته. اشاره می‌کردم که چگونه قطر ۳میلیونی به‌واسطه تحریم‌ها موفق شده بود در سال۹۲ به‌عنوان‌مثال ۵۰هزار میلیارد تومان از حوزه مشترک پارس‌جنوبی بیشتر از ایران ۸۰‌میلیونی گاز برداشت نماید؛ و بعد هم به‌منظور نشان دادن اینکه ۵۰هزار میلیارد تومان یعنی چقدر پول، توضیح می‌دادم که کل بودجه عمرانی کشور در سال ۹۵کمتر از ۱۳هزار میلیارد تومان و کل بودجه سالیانه محیط‌زیست ما ۳۰۰میلیارد تومان و برخی ارقام و آمار دیگر. درعین‌حال توضیح می‌دادم که آن ۵۰هزار میلیارد تومانی که قطر در سال ۹۲ بیشتر از ما گاز برداشت کرده بود صرفاً یکی از ضرر و زیان‌های سیاست‌های هسته‌ای اصولگرایان در فاصله ۹۲-۸۴ است و خدا می‌داند که هسته‌ای چه هزینه هنگفتی برای کشور به بار آورد بدون آنکه دستاوردی برای منافع ملی‌ ما داشته باشد و اضافه می‌کردم که اگر دولت روحانی هیچ دستاورد دیگری هم برای کشور در برنداشت، همین‌که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای توانست کشور را از چاه ویل هسته‌ای که اصولگرایان در زمان احمدی‌نژاد ایران را با سر درون آن انداخته بودند بیرون آورد، بزرگ‌ترین خدمت بود. این را هم توضیح می‌دادم که برخلاف آنچه تندروها تبلیغ می‌کنند که آمریکایی‌ها دروغ گفتند و نارو زدند و هیچ‌یک از تحریم‌ها را برنداشته‌اند، درنتیجه برداشته شدن برخی از تحریم‌ها به دنبال برجام کمپانی‌های بزرگ نفتی غربی توانسته‌اند به ایران بازگردند و برای نخستین بار در اوایل امسال برداشت گاز ایران از پارس‌جنوبی برابر قطر شده بعلاوه افزایش تولید و صادرات نفتی‌. بدون تردید اگر تحریم‌ها برداشته نشده بودند، کمپانی‌های بزرگ نفتی نمی‌توانستند به ایران بیایند و ما همچنان در همان وضعیت قبل از روحانی به سر می‌بردیم و درحالی‌که کشور رو به قهقرا می‌رفت ما فقط شعارهای انقلابی علیه غرب و آمریکا می‌دادیم.

خبرنگار: پیرامون مسائل سیاسی و اجتماعی چه می‌گفتید؟

زیباکلام: اشاره می‌کردم که در زمینه آزادی‌های مدنی، تأمین حقوق شهروندی، انتخابات آزاد و این دست مسائل دولت روحانی خیلی موفق نبوده. ولی...

خبرنگار: ببخشید آقای دکتر راجع به حصر هیچ اشاره‌ای نمی‌کردید؟

زیباکلام: چرا اتفاقاً حصر و آزادی زندانی‌های سیاسی و یا رد صلاحیت‌های غیرقانونی شورای نگهبان را هم همواره به فهرست لیست توقعاتی که آقای روحانی نتوانسته برآورده سازد اضافه می‌کردم. درعین‌حال دو نکته را هم توضیح می‌دادم. نخست اینکه برخی از آن توقعات ازجمله رفع حصر اساساً در دست آقای روحانی به‌عنوان رئیس قوه مجریه نیست. نکته دوم اینکه در برخی حوزه‌های آزادی‌های سیاسی واقعاً پیشرفت‌های خوبی صورت گرفته؛ ازجمله در دانشگاه‌های کشور. خیلی‌ها الآن یادشان نیست یا اساساً متوجه نشدند که بعد از حوادث خرداد۸۸ چه فضای ارعاب و امنیتی در دانشگاه‌های کشور حاکم شد. هزاران دانشجو مشکلات امنیتی پیدا کرده بودند. خیلی‌ها از تحصیل محروم شدند، ستاره‌دار و تعلیق شدند، خیلی که شانس می‌آوردند از آن‌ها تعهد گرفته می‌شد که هیچ فعالیت سیاسی نبایستی داشته باشند. تشکل‌های مستقل دانشجویی منحل شدند و فقط به تشکل‌های وابسته به حکومت اجازه فعالیت داده می‌شد. درب انجمن‌های اسلامی مستقل بسته شده بودند. بماند اخراج، تعلیق و بازنشستگی ده‌ها استاد به دلایل سیاسی یا طرفداری از میرحسین موسوی یا فعالیت در ستادهای ایشان یا آقای کروبی در دوران انتخابات سال۸۸. این فضای دانشگاه‌ها در دور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد از مهر سال۸۸ به بعد بود. واقعاً نخواهید که فضای دانشگاه‌های کشور را از زمان به روی کار آمدن دولت آقای روحانی با قبلش مقایسه کنید. تشکل‌های مستقل دانشجویی مجدداً ظاهر شده و جان گرفته‌اند، بساط امنیتی که کمیته‌های انضباطی به راه انداخته بودند بسیار محدود شده، برخی از اساتیدی که بعد از حوادث سال ۸۸ اخراج یا محروم از تدریس در دانشگاه شدند بعلاوه شمار قابل‌توجهی از دانشجویان محروم از تحصیل مجدداً به دانشگاه‌ها بازگشته‌اند. واقعاً نخواهید که وضعیت و فضای آزادی که در دانشگاه‌های کشور در دولت آقای روحانی به وجود آمده را با دوران دوم آقای احمدی‌نژاد مقایسه کنید.

خبرنگار: آقای دکتر هیچ‌وقت دچار این ناامیدی می‌شدید که ممکن است آقای روحانی رأی نیاورد و آقای رئیسی انتخاب شود یا مجدداً حوادث سال ۸۸ تکرار شود؟

زیباکلام: اگر بگویم نه دروغ گفته‌ام.

خبرنگار: یعنی شما هم مطمئن نبودید آقای روحانی پیروز می‌شود؟

زیباکلام: آره و نه

خبرنگار: یعنی چی؟

زیباکلام: توضیحش یک مقداری پیچیده است. ببینید یک از موضوعاتی که تقریباً توی همه سخنرانی‌ها می‌گفتم این بود که سرنوشت این انتخابات در دست کسانی است که نمی‌خواهند در انتخابات شرکت کنند.

خبرنگار: چرا؟

زیباکلام: ببینید ما حسب آمار وزارت کشور در ۲۹‌اردیبهشت قریب به ۵۶‌میلیون رأی‌دهنده داشتیم. من سبد آراء اصولگرایان را حدس می‌زدم که در حدود ۱۰‌میلیون نفر باشد که خوب حدسم در عمل درست نبود و ۱۶میلیون نفر می‌شدند که به آقای رئیسی رأی دادند. سبد اصلاح‌طلبان را تخمین می‌زدم که بالغ‌بر ۱۵‌میلیون نفر باشد. حسب تخمین من قبل از انتخابات ۲۵میلیون در انتخابات پای‌کار بودند یعنی نیازی به تشویق و ترغیب نداشتند و می‌رفتند پای صندوق؛ اما ۳۱میلیون تحریمی‌ها یا کسانی بودند یا هستند که انتخابات را به‌هرحال قبول نداشتند و ندارند و همین حرف‌هایی که می‌زنند که «این‌ها همه‌اش بازی است برای فریب مردم، این‌ها یعنی آقای روحانی و رئیسی همه دستشان توی یک کاسه هست، ما اصل نظام را قبول نداریم و شرکت در انتخابات یعنی تأیید نظام. اگر راست می‌گویید رفراندوم بگذارید ببینید چند درصد مردم نظام را قبول دارند، من افتخار می‌کنم شناسنامه‌ام سفید است و اصلاً مهر جمهوری اسلامی تا حالا نخورده و...» ازاین‌دست حرف‌ها...

خبرنگار: شما در حقیقت در سخنرانی‌ها به این دسته متوسل می‌شدید که در انتخابات شرکت کنند؟

زیباکلام: بله دقیقاً. ببینید آن ۳۱میلیون تحریمی یا آراء خاکستری یا بقول فرنگی‌ها undecided نزدیک ۶۰ درصد رأی‌دهندگان را تشکیل می‌دادند. من عقلم می‌رسید که با هیچ زبانی ما نمی‌توانستیم همه آن ۳۱میلیون تحریمی را پای صندوق‌های رأی بکشانیم؛ اما یقین داشتم که یک‌درصدی را می‌توانستیم وسوسه کنیم یا تحریک کنیم که در انتخابات شرکت کنند. ببینید ما اگر می‌توانستیم ۳۰یا حتی ۲۰درصد تحریمی‌ها را پای صندوق رأی بکشانیم، نزدیک ۷تا ۱۰میلیون رأی می‌شد که رأی روحانی را از ۱۵میلیون به بالای ۲۰میلیون می‌برد و درهمان دور اول کار را تمام می‌کرد.

صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش دوم

ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح