گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش دوم
 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش اول
 نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور: دعوت از زنان، اهل سنت و کردها و مشاور یهودی در دولت جدید
 نگذاریم احمدی‌نژادیسم بازگردد
 اگر احمدي‌نژاد تاييد صلاحیت شود، با روحاني به دور دوم انتخابات مي‌روند.
 تاثیر فقدان هاشمی همچون رد صلاحیتش است
 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 کارنامه ناموفق نظامیان در اقتصاد
 

 

 

تاریخ انتشار : 1396/01/17

آمدن یا نیامدن رئیسی

 روزنامه شرق

۱۷ فروردین ۱۳۹۶

 

سخنی به اغراق نرفته اگر گفته شود که تا بدین جا مهم‌ترین و حساس‌ترین مسئله پیرامون انتخابات ریاست جمهوری ۲۹اردیبهشت‌ماه موضوع آمدن یا نیامدن حجت‌الاسلام رئیسی در عرصه‌ این رقابت است. این فقط اصول‌گرایان نیستند که همه هوش و حواسشان متوجه اعلام کاندیداتوری آقای رئیسی شده. اصلاح‌طلبان نیز با دغدغه و درعین‌حال وسواس منتظر تصمیم‌گیری آقای رئیسی هستند.

 چرا موضوع آمدن یا نیامدن آقای رئیسی این‌قدر حساسیت‌برانگیز شده است؟ درحالی‌که چنین وضعیتی در خصوص هیچ‌یک از نامزدهای دیگر اصولگرا مطرح نبوده. آنچه باعث اهمیت‌یافتن موضوع نامزدی آقای رئیسی می‌شود، تبعات ورود ایشان به این رقابت است. برخی از این تبعات را با وضوح بیشتری می‌توان ملاحظه کرد درحالی‌که مشاهده برخی دیگر پیچیده‌تر هستند. نخستین و مهم‌ترین نتیجه آمدن ایشان خارج شدن اصولگرایان از بحران، اگر نگفته باشیم بن‌بستی است که در خصوص انتخابات پیش‌رو بدان دچار شده‌اند. بااینکه کمتر از ۴۰ روز به رأی‌گیری نمانده، مع‌ذلک هنوز معلوم نیست نامزد اصلی اصولگرایان کدام چهره خواهد بود؟ آخرین گردهمایی اصولگرایان قبل از عید با ۱۵ نامزد پایان یافت. بن‌بست اصولگرایان در رسیدن به یک نامزد واحد حکایت از بحران عمیق‌تری می‌نماید که این جریان مدت‌هاست بدان گرفتار آمده و ناتوانی در انتخاب نامزدی واحد برای شرکت در انتخابات اردیبهشت‌ماه صرفاً یکی از آثار این بحران است. آمدن آقای رئیسی دست‌کم بن‌بست اصولگرایان در انتخاب نامزدشان برای انتخابات پیش‌رو را حل می‌کند. به‌استثناء آقای احمدی‌نژاد و جریان منتسب به وی، مابقی اصولگرایان دست بیعت به سمت آقای رئیسی دراز خواهند نمود. البته جدای از آقای احمدی‌نژاد برخی از اصولگرایان تندرو هم ممکن است نامزدی آقای رئیسی را بپذیرند اما آن‌ها هم علی‌الظاهر تمکین خواهند نمود.

 آمدن آقای رئیسی اگرچه بحران چنددستگی اصولگرایان در انتخابات را حل می‌کند، اما از سوی دیگر ملاحظات مهم‌تری چه برای خود ایشان و چه حامیان اصولگرایشان به وجود خواهد آورد. یکی از آن دغدغه‌ها مشخص نبودن توان و تجربه اجرایی آقای رئیسی است. به‌استثناء مدتی که ایشان یکی از مسئولین ارشد قوه قضاییه بودند، تجربه اجرایی و مدیریتی دیگری نداشته‌اند. هیچ ملاک و معیاری هم در دست نیست که به‌عنوان یکی از مسئولین اصلی قوه قضاییه در بیش از دو دهه، کارنامه توان مدیریتی ایشان چگونه بوده است؟ اما این مسئله بزرگی نیست. می‌توان با تعیین مدیری باکفایت به‌عنوان معاون اول و سایر معاونین کاستی احتمالی مدیریتی را تا حدودی جبران نمود. مسئله اساسی‌تر و مهم‌تر نتیجه انتخابات است.

 در این تردیدی نیست که اگر آقای رئیسی شرکت نمایند، بدون تعارف ایشان نامزد همه اصولگرایان خواهند بود که در مقابل نامزد اصلاح‌طلبان و میانه‌روها یعنی آقای روحانی قرار خواهند گرفت. به‌عبارت‌دیگر آمدن آقای رئیسی انتخابات را دوقطبی آن‌هم از نوع ۲ خرداد ۷۶ و ۲۲ خرداد ۸۸ خواهد نمود. شکست رئیسی در آن صورت دیگر شکست اصولگرایان با نامزدی فی‌المثل آقایان قالیباف، ولایتی یا جلیلی نخواهد بود بلکه تبعات آن خیلی عمیق‌تر خواهد بود. سؤال اینجاست که آیا حامیان و پشتیبانان آقای رئیسی حاضرند تن به شکست بدهند؟ تبعات بعدی شکست آقای رئیسی، تأثیر آن بر روی برنامه‌های بلندمدت آینده ایشان در خصوص مجلس خبرگان خواهد بود. اگرچه قانونی وجود ندارد که بر اساس آن فردی که در انتخابات ریاست جمهوری رأی نیاورده نمی‌تواند نامزد احراز ولایت شود، اما از منظر شأن اجتماعی وضعیت مطلوبی نیست که فردی که در انتخابات ریاست جمهوری رأی نیاورده آن‌وقت در رأس نظام قرار بگیرد.

 این ملاحظات در صورتی است که آقای رئیسی شکست بخورند. سؤال اینجاست که در صورت آمدن ایشان وضعیت انتخابات به کدام سمت سو خواهد رفت؟ به‌عبارت‌دیگر شانس آقای رئیسی برای موفقیت در برابر آقای روحانی چقدراست؟ بگذارید این‌گونه پاسخ بدهیم که اگر آقای رئیسی نیایند تکلیف انتخابات از همین حالا روشن است. آقای روحانی به‌راحتی در این انتخابات پیروز خواهند شد. اگرچه ممکن است 19 میلیون سال ۹۲ را نیاورند اما به‌آسانی هر فردی از اصولگرایان که در مقابلشان قرار بگیرد عملاً شانسی نخواهد داشت و تکلیف کار از همین حالا روشن است؛ اما اگر آقای رئیسی وارد میدان شوند کار به این سادگی‌ها نخواهد بود. برای حامیان و پشتیبانان آقای رئیسی موضوع حیثیتی خواهد شد. آنان تمام توانشان و هر چه امکانات در اختیار دارند از صداوسیما گرفته تا تریبون‌های نمازجمعه، مطبوعات و سایر رسانه‌ها را بسیج خواهند کرد. از سوی دیگر روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، موتلفه و این دست نهادها بعلاوه بسیاری از روحانیون هم ازایشان پشتیبانی خواهند نمود. از سویی دیگر حملات به روحانی افزایش چشمگیری خواهد یافت و کمپین آقای رئیسی تبدیل به حمله و بی‌اعتبار ساختن آقای روحانی خواهد شد. چیزی شبیه به تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد و طرفدارانش در برابر مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۸۴. سؤال اساسی آن است که آیا آقای رئیسی علیرغم بسیج همه آن امکانات پیروز خواهد شد؟

در پاسخ می‌بایستی گفت که معلوم نیست علیرغم آن‌همه پشتیبانی از یکسو و تخریب روحانی از سویی دیگر بازهم آقای رئیسی بتواند پیروز شود. عامل تعیین‌کننده در حقیقت رأی‌دهندگان بالقوه اصلاح‌‌طلب هستند. کم نیستند بسیاری از رأی‌دهندگان بالقوه آقای روحانی که خیلی اصراری بر شرکت در انتخابات ندارند. استدلالشان ‌هم همان استدلال‌های همیشگی است: ما دفعه قبل در انتخابات شرکت کردیم و به ایشان ‌هم رأی دادیم اما خوب واقعاً چیزی عوض نشد؛ رأی‌دادن فایده‌ای ندارد و مسئولین هر کاری که خودشان می‌خواهند انجام می‌دهند؛ و سایر دلایلی ازاین‌دست. به همین خاطراست که بنده معتقدم ممکن است رأی آقای روحانی کمتر از 19 میلیون سال ۹۲ هم بشود؛ اما اگر آقای رئیسی بیایند، آمدنشان باعث به وجود آمدن یک موج و یک تحرک در میان رأی‌دهندگان بالقوه اصلاح‌طلب، غیر اصولگرا و غیرمذهبی خواهد شد. نگران از احتمال پیروزی آقای رئیسی، ممکن است خیلی از کسانی که در شرایط فعلی بنا ندارند در انتخابات شرکت کنند، با آمدن آقای رئیسی و به‌منظور جلوگیری از پیروزی ایشان حاضر شوند در انتخابات شرکت کنند و بالطبع هم به آقای روحانی روی خواهند داد. نکته مهم آن است که از منظر جامعه‌شناسی، آمدن آقای رئیسی بر روی سبد آراء اصولگرایان تأثیر چندانی نمی‌گذارد. آن‌ها علی‌القاعده در انتخابات شرکت خواهند نمود؛ چه آقای رئیسی بیایند و چه نیایند؛ اما در مورد بسیاری از اقشار و لایه‌های اجتماعی دیگر، بالأخص در میان دانشجویان، تحصیل‌کرده‌ها، کارمندان دولت، کارکنان بخش خصوصی و شرکت‌های بزرگ دولتی، متولدین دهه۱۳۶۰ و هفتادی‌ها، شهرنشین‌ها و طبقات بالای متوسط، اقلیت‌های قومی و مذهبی، آمدن و نیامدن آقای رئیسی در تمایلشان نسبت به شرکت در انتخابات بسیار مؤثر است؛ و همان‌طور که گفتیم اگر آقای رئیسی بیایند به‌منظور جلوگیری از احتمال پیروزی مشارالیه بسیاری از این اقشار ممکن است در دقیقه۹۰ تصمیم بگیرند که در انتخابات شرکت نمایند. هیچ نظرسنجی دقیق و هیچ حدس و گمانه واقع‌بینانه‌ای از تعداد آن‌ها وجود ندارد؛ اما این پدیده در ۲خرداد۷۶ اتفاق افتاد و شرکت این اقشار در آن انتخابات رقم باورنکردنی ۲0میلیون را به بار آورد. مشابه همین پدیده در انتخابات ۲۴خرداد۹۲ رخ داد و19میلیون رأی برای آقای روحانی به بار آورد و آخرین بار هم شاهد وقوع آن در انتخابات مجلس در اسفندماه۹۴ بودیم. شرکت آن اقشار باعث شد تا حتی یک نفر از نامزدهای اصولگرایان در تهران و بسیاری از مراکز استان‌ها نتوانستند به مجلس راه یابند. به‌عبارت‌دیگر، رأی آقای روحانی که با نیامدن آقای رئیسی ممکن به زیر ۱۵ میلیون هم سقوط نماید، با آمدن ایشان ممکن است به بالای ۲۰ میلیون هم برود.

 آمدن آقای رئیسی قطعاً یکسری مشکلات را برای اصولگرایان حل خواهد کرد؛ اما فراموش نکنیم که درعین‌حال مشکلات بنیادی‌تری را هم برایشان رقم خواهد زد.

 

ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح