گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 نشست روزنامه شرق با حضور صادق زیباکلالام و احمد شیرزاد
 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش دوم
 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش اول
 نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور: دعوت از زنان، اهل سنت و کردها و مشاور یهودی در دولت جدید
 نگذاریم احمدی‌نژادیسم بازگردد
 اگر احمدي‌نژاد تاييد صلاحیت شود، با روحاني به دور دوم انتخابات مي‌روند.
 تاثیر فقدان هاشمی همچون رد صلاحیتش است
 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 

1

 

 

تاریخ انتشار : 1395/10/02

خسته از برجام، بی‌اشتیاق به هسته‌ای (۱): سمفونی «شکست برجام» به رهبری صداوسیما

 چند وقتی می‌شود که ارکستر مجلسیِ بزرگ و نیرومندِ تبلیغاتیِ حکومتیِ اصولگرایان، سمفونی «شکست برجام» یا درست‌تر گفته باشیم نقض آن توسط آمریکایی‌ها را به اجرا درآورده. صداوسیما رهبری ارکستر را بر عهده دارد و مخالفین برجام هر چه دارند را به میدان آورده‌اند. ازجمله از محبوبیت چهره‌های کمدین هم دریغ نمی‌کنند. چهره‌هایی که شهامت سیاسی‌شان حتی در حدی نیست که جرئت کنند به پاسبان سر کوچه‌شان دیر سلام کنند، یا وقتی به چهره یک مقام اصولگرا یا صاحب‌منصب حکومتی نگاه می‌کنند، تعظیم و سر فرودآوردن فراموششان نمی‌شود، به خودشان اجازه می‌دهند گستاخ‌ترین جسارت‌ها را نسبت به وزیر خارجه‌مان آقای دکتر محمدجواد ظریف معمار ایرانی برجام نثار کنند. چون می‌دانند باد قدرت از کدام سمت وزیدن گرفته والان زمان مجیزگویی و چسباندن نان تملق به تنور اصحاب قدرت در مسئله برجام است؛ اما بسیاری از مردم به نظر می‌رسد آن‌قدر از زمان تصویب برجام در معرض حملات یک‌سویه و در بسیاری از موارد بی‌پایه و اساس مخالفین برجام قرارگرفته‌اند که دیگر عادت کرده‌اند به‌جز مخالفت و مخالفت و بازهم مخالفت از جانب تندروها سخن دیگری در مورد برجام از آن‌ها نشنوند. تا بود که با خود مذاکرات مخالفت می‌کردند و بعد از برجام هم یکسره آن را به باد حمله و انتقاد گرفته‌اند. بهانه حملات این دور هم همان داستان همیشگی است: آمریکایی‌ها به تعهداتشان در برجام عمل‌نکرده‌اند. همیشه هم اخباری که مخالفین برجام در ایران به آن‌ها استناد می‌کنند همانند سایر اخبار مربوط به آمریکا مجعول، تحریف‌شده، یک‌سویه، نصفه‌نیمه و عنداللزوم دروغ می‌باشند. این بار هم تکرار همان سناریوی همیشگی است. یک مطلبی را تحریف‌شده و ناقص در ارتباط با آمریکا مطرح کردند مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها تحریم‌های جدیدی را علیه ایران تصویب کرده‌اند و بعد هم نتیجه‌گیری مطلوب خودشان: اوباما گفته بوده که اگر تحریم‌های جدیدی علیه ایران به تصویب رسد آن‌ها وتو خواهد کرد و دروغ گفته بوده و این تحریم‌ها را وتو نکرده. اگر کسی خواسته باشد که به این سناریوی جدیدی که تندروها به راه انداخته‌اند پاسخ دهد، باید اساس داستان را از پایه در ابتدا تصحیح نماید. مجبور است بگوید که اولاً «خَسن» نبوده و «حسن» بوده؛ ثانیاً «خُسین» نبوده و حسین است و... الی آخر. منتهی همان‌طور که گفتیم مشکل فقط بر سر برجام نیست. هر موضوع دیگری هم که در رابطه با آمریکا باشد و شما بر روی آن دست بگذارید متوجه می‌شوید که مستقل از آنکه حقیقت چه بوده، تندروها همچون داستان برجام آن‌ را به‌گونه‌ای تحریف‌شده، ناقص و یک‌سویه درآورده‌اند که صرفاً در خدمت اغراض و اهداف آمریکاستیزانه‌شان قرار گیرد. به همین خاطر است که به نظر می‌رسد که مردم روحا دیگر از داستان برجام و مخالفت‌های سیاسی و مغرضانه تندروها با آن به ستوه آمده باشند. فی‌الواقع می‌توان گفت که در طی این سه سال و خرده‌ای که روند مذاکرات هسته‌ای شروع شده، آن‌قدر تندروها با آن به مخالفت ایدئولوژیک برخاستند و در راستای آمریکاستیزی مانور داده‌اند که مردم دیگر از اصل‌وفرع برجام خسته شده‌اند. فرقی هم نمی‌کند چه خبر مثبت و چه اخبار یک‌سویه و تحریف‌شده تندروها.

 همین یکی دو هفته پیش بود که خبر مسرت‌بخش موافقت آمریکایی‌ها با فروش هواپیماهای بوئینگ اعلام شد. شاید اگر در یک شرایط و وضعیت دیگری خبر فروش بیش از ۸۰ فروند هواپیمای بوئینگ ایرباس از جانب آمریکا به ایران بیرون می‌آمد و معلوم می‌شد یکی از بزرگ‌ترین معاملات تاریخ صنعت هوایی رقم خورده، مردم ایران هیجان و احساسات بیشتری نشان می‌دادند؛ اما همچون آفتاب تنبلِ زمستانیِ اواخر آذرماه که هیچ رنگ و حرارتی ندارد، آن خبر هم هیچ گرما و هیجانی در محافل ایرانیان به وجود نیاورد. مطبوعات طرفدار دولت سعی کردند آن را بزرگ کنند و در مقابل «جریان آمریکاستیز» مخالف برجام سعی کرد با سکوت از کنار آن عبور نماید. صداوسیما هم با همان سکوت از کنار آن گذشت. گویا خبر اساساً به کشور دیگری مربوط می‌شد و موضوع چندان به ایران ارتباطی پیدا نمی‌کرد. صدالبته که اگر عکس آن اتفاق افتاده بود، یعنی آمریکایی‌ها به طریقی جلوی فروش ایرباس را گرفته بودند، جریان آمریکاستیز به همراه صداوسیما در بوق و کرنا می‌دمیدند که «ایهاالناس دروغ‌گو بودن آمریکایی‌ها» و «خدعه و نیرنگ بودن و دروغ بودن برجام را ببینید». از دو جریان دولتی مخالف و موافق برجام که بگذریم، مردم عادی هم هیچ شور و اشتیاقی نشان ندادند؛ اما چرا مردم عادی خیلی هیجان در خصوص این خبر که می‌تواند تأثیرات بسیار مهمی در روابط میان ایران و آمریکا داشته باشد، نشان ندادند؟

 راستی را آن است که مردم ایران مدت‌هاست که اشتیاقشان را در قبال برجام و در قبال فعالیت‌های هسته‌ای کشور ازدست‌داده‌اند. عن‌قریب وارد چهاردهمین سالی خواهیم شد که شبح نه‌چندان میمون و مبارک مناقشه هسته‌ای بر سر مردم ایران به پرواز درآمده. سیزده سال است که بحران پرونده هسته‌ای بخشی از زندگی مردم ایران شده است. یک بحرانی ممکن است یک سال، دو سال یا ۴سال کشوری و مردمی را گرفتار نماید؛ اما مردم آن کشور امیدوارند که بالاخره نوری در انتهای تونل هست و کشورشان سرانجام از آن بحران بیرون خواهد بود. در جریان جنگ با عراق بالاخره مردم امیدوار بودند که روزی آن جنگ تمام می‌شد. یا سایر بحران‌ها و مشکلات دیگر؛ اما هسته‌ای و درست‌تر گفته باشیم بحران یا مناقشه هسته‌ای سیزده سال است که کشور را گرفتار خود کرده؛ و بدبختانه هیچ نوری هم در انتهای تونل نسبت به تمام شدن آن به چشم نمی‌خورد. بعد از به روی کار آمدن آقای روحانی و شروع دور جدید مذاکرات با آمریکایی‌ها، چقدر امیدوار بودیم که بعد از ۸سال رویارویی با غرب بر سر مناقشه هسته‌ای‌مان در دوران آقای احمدی‌نژاد، آن تحریم‌ها و مصیبت‌هایی که کشور را در سال‌های آخر زمامداری اصولگرایان در خود فروبرده بود، روزنه امیدی به نظر می‌رسید در انتهای تونل بحران هسته‌ای نمایان شده. چقدر به مذاکرات میان ظریف و جان کری دل‌خوش کرده بودیم. هر بار که کار به بن‌بست نزدیک می‌شد و ظریف و کری ساعت‌ها دونفری پشت درهای بسته در ژنو، لوزان یا وین از سر شب تا دل صبح به مذاکره می‌نشستند چقدر دل در دلمان نبود که وقتی درب باز می‌شود آیا چمدان‌هایشان را برداشته‌ و دارند مذاکره را ترک می‌کنند‌، یا گره بازشده و بعدازظهر مذاکرات از سر گرفته خواهد شد. چقدر دیدوبازدیدهای عیدهایمان در نوروز۹۳و۹۴ خلاصه شده بود در این پرسش که «از مذاکرات چه خبر؟» چه شب‌ها که به همراه ویژه‌برنامه‌های زنده بی‌بی‌سی فارسی از مذاکرات هسته‌ای به صبح رساندیم و همراه با جان کری، وندی شرمن، آقای مونیز، محمدجواد ظریف، عباس عراقچی و مجید تخت‌روانچی فردا صبحش به خواب رفتیم؛ و چه شبی بود آن شب که بالاخره در تیرماه۹۴، جانمان به لب آمد تا محمدجواد ظریف، به همراه خانم موگرینی و جان کری با‌ آن عصای بلند مسخره و پای شلش در برابر دوربین‌های تمامی رسانه‌های مهم و معتبر دنیا ظاهر شدند و اعلام کردند که درست در آخرین ساعات و آخرین لحظات طرفین به توافق تاریخی دست‌یافته‌اند. میلیون‌ها نفر از ایرانیان از خبر توافق تاریخی استقبال کردند. هزاران نفر آن شب به خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ آمدند و به رقص و پای‌کوبی پرداختند. به نظر می‌رسید که دوران تلخی، دوران تنش و مناقشه بر سر هسته‌ای سرانجام بعد از ۱۲سال به پایان رسیده است. توافقی صورت گرفته که هم ایران می‌تواند دست‌کم به بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای‌اش ادامه دهد، هم غربی‌ها کنترل‌ها و نظارت‌های لازم را در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ما به دست آورده‌اند و لذا دیگر نگرانی از بابت برنامه‌های هسته‌ای ما ندارند؛ اما امروز بعد از گذشت قریب به ۱۶ماه از آن توافق تاریخی که به‌تدریج به نام «برجام» معروف شد، به نظر می‌رسد که بسیاری از آن شور و هیچان، از آن امید و گشایش جای خود را به هاله‌ای از ناامیدی، افسردگی و سرخوردگی داده‌اند. به‌نحوی‌که گفتیم خبر فروش بیش از ۸۰ فروند ایرباس آمریکا به ایران نتوانست یخی را بشکند و آبی را در دل مردم ایران گرم نماید. چرا این‌گونه شده؟ چرا بسیاری از مردم آن امید، آن شور و هیجان و آن انتظار بهتر شدن اوضاع بعد از توافق هسته‌ای را ازدست‌داده‌اند؟ چرا به نظر می‌رسد که مردم از داستان هسته‌ای، از داستان توافق هسته‌ای، از داستان برجام و اساساً هر چیز دیگری که مرتبط با هسته‌ای می‌شود، دیگر سرخورده شده‌اند و خیلی برایشان اهمیتی ندارد که چه تصمیمی گرفته شده و کدام سیاست قرار است اعمال شود؟ شاید سخنی به‌گزاف نرفته باشد اگر گفته شود که حتی اگر به‌جای آنکه گفته شد، «آمریکایی‌ها موافقت به فروش ایرباس‌ها گرفته‌اند»، گفته می‌شد که «مشکلی به وجود آمده و فعلاً تصمیم فروش ایرباس‌ها به تعلیق درآمده»، ازنظر ایجاد واکنش در میان ایرانیان یکسان می‌شد و چندان تفاوتی برایشان نمی‌کرد؟ چرا این‌قدر بسیاری از ما ایرانیان نسبت به برجام و تحولات مرتبط با آن سرخورده و بی‌تفاوت شده‌ایم؟ چرا دیگر برایمان اهمیتی ندارد که فی‌المثل رئیس‌جمهور جدید آمریکا چه موضعی نسبت به برجام اتخاذ کرده یا کنگره یا سنا چه چیزی تصویب کرده‌اند؟ پاسخ بازمی‌گردد به خسته شدن روحی بسیاری از ایرانی‌ها از کل مناقشه هسته‌ای...

ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح