گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش دوم
 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش اول
 نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور: دعوت از زنان، اهل سنت و کردها و مشاور یهودی در دولت جدید
 نگذاریم احمدی‌نژادیسم بازگردد
 اگر احمدي‌نژاد تاييد صلاحیت شود، با روحاني به دور دوم انتخابات مي‌روند.
 تاثیر فقدان هاشمی همچون رد صلاحیتش است
 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 کارنامه ناموفق نظامیان در اقتصاد
 

 

 

تاریخ انتشار : 1395/05/07

واکنش آيت‌الله سيد‌هادي خسروشاهي به گفتگوی صادق زیباکلام با روزنامه جوان

 روزنامه جوان

24 تیر 1395

در مورخه12 تيرماه سال جاري در روزنامه جوان گفت و شنودي با آقاي صادق زيباكلام درباره سالگرد حمله امريكا به هواپيماي مسافربري ايراني منتشر شد كه نكاتي درباره وقايع روز 28 مرداد1332 و نقش و وضعيت نيروهاي مذهبي و ملي را در خود داشت. از آنجا كه نكات مطروحه توسط وي جاي نقد و تأملي جدي دارد، در اين باره با انديشمند و پژوهشگر ارجمند، حضرت آيت‌الله سيد‌هادي خسروشاهي گفت و شنودي انجام داده‌ايم كه نتيجه آن در پي مي‌آيد.

روزنامه جوان: آقاي صادق زيبا‌كلام در گفت‌وشنودي با روزنامه جوان و البته در اثبات«محق بودن نيروي دريايي امريكا در شليك به هواپيماي مسافربري ايران در سال67!‌» نكته‌اي را هم درباره نهضت ملي مطرح كردند كه درخور نقد و تأمل جدي است. وي در اين مصاحبه گفته است:‌«شما هيچ وقت نخواهيد توانست به واقعيت كودتاي 28 مرداد پي ببريد تا زماني كه بدانيد از 8 صبح تا 2 بعد از ظهر، طرفداران دكتر مصدق و آيت‌الله كاشاني كجا بودند؟!» جنابعالي به عنوان يكي از شاهدان و نيز پژوهندگان تاريخچه نهضت ملي، به اين انگاره چه پاسخي داريد؟

 

سید هادی خسروشاهی: بسم الله الرحمن الرحيم. به نظر بنده، اين نوع اظهارات از عوارض به هر قيمت و هميشه «در صحنه بودن» است! كه هر چند وقت يك بار گريبان دوست عزيز ما، جناب آقاي دكتر صادق زيباكلام را مي‌گيرد. ايشان هر بار كه حرفي از كودتاي 28 مرداد به ميان مي‌آيد ـ و فرقي هم نمي‌كند كه اين حرف را يك ايراني ملي‌گرا بزند يا يك امريكايي جديدالحدوث كه خيال رئيس‌جمهور شدن به سرش زده است ـ گريزي به صحراي كربلاي 28 مرداد مي‌زند و از خود مي‌پرسد: «طرفداران دكتر مصدق كه از صبح ديدند دارد كودتا مي‌شود كجا بودند؟ آيت‌الله كاشاني به مصدق نوشت كه سرلشكر زاهدي مي‌خواهد كودتا كند، ولي خودش براي اينكه جلوي كودتا را بگيرد، كاري نكرد! طرفداران دكتر مصدق، ملي‌گراها، آيت‌الله كاشاني، نواب صفوي، فدائيان اسلام، مجمع مسلمانان مجاهد و بقيه كجا بودند؟»

معلوم مي‌شود ايشان حوادث تاريخ را نمي‌خوانند و نمي‌دانند كه در طول 28 ماهي كه «پيشوا»! حكومت را در اختيار داشت، چه بر سر اين همپيمانان و همكاران ايشان آمد و چگونه همگي از عرصه سياست كنار نهاده شدند و تصور مي‌كند در اين مدت هم همچنان همان روحيه همكاري و همراهي بين دكتر مصدق، آيت‌الله كاشاني و ديگران برقرار بوده است!

 

روزنامه جوان: تبيين آن شرايط و بلاهايي كه توسط حكومت «پيشوا» بر سر سردمداران نهضت ملي ايران آمد، شايد جناب دكتر و همفكران ايشان را به تأمل و تعمق و مخصوصاً رعايت انصاف درباره شخصيت‌هاي تاريخي برانگيزد. شنيدن گزارشي در اين باره از جنابعالي و در اين مقام براي ما مغتنم است؟

 

سید هادی خسروشاهی: ان‌شاءالله! به همين دليل به نكاتي اشاره مي‌كنم و اميد دارم دوستان پژوهشگر، معدود افرادي را كه از آن دوران باقي مانده‌ و شاهد قضايا بوده‌اند، گرد هم جمع كنند و تا مختصر حافظه تاريخي آنها هم از بين نرفته است، حقايق را از زبان آنها بشنوند! آقايان اعضاي جبهه ملي خيلي زود فراموش كردند كه اگر مبارزات مستمر و قاطع و فتواي آيت‌الله كاشاني نبود، نه «بانك ايران و انگليس» در تهران تعطيل مي‌شد، نه حماسه 30 تير به وقوع مي‌پيوست، نه وكلاي مجلس جرئت امضاي قانون ملي شدن صنعت نفت را پيدا مي‌كردند و نه موارد ديگري از اين دست اتفاق مي‌افتاد. آنها خيلي زود فراموش كردند اگر اقدامات به قول آيت‌الله طالقاني شجاعانه، مسلحانه و انقلابي فدائيان اسلام نبود كه «رزم‌آرا» و پيش از آن «هژير» را از سر راه برداشتند و زمينه برگزاري انتخابات آزاد و ملي شدن صنعت نفت را فراهم كردند، دوستان نمي‌توانستند زير علم نهضت ملي نفت بايستند و سينه بزنند و همه افتخارات را به نام خود ثبت كنند! اين طيف با كمال بي‌انصافي عناصر اصلي تشكيل‌دهنده نهضت را كنار گذاشتند و البته وقتي ميدان از اين عناصر مخلص خالي شد، خود نيز قادر نبودند نهضتي را كه با آن همه تلاش و خون دل حاصل شده بود، حفظ كنند.

جناب «پيشوا»در ماه‌هاي پاياني زمامداري خود، در اقدامي حيرت‌انگيز مجلس را منحل كرد و سپس رفراندوم بي‌حاصلي را كه اكثر اعضاي جبهه ملي هم با آن مخالف بودند برگزار كرد و در پاسخ به انتقاد درست دكتر سنجابي گفت:‌«حضرتعالي ظاهراً امروز چرس كشيده‌ايد!» خليل ملكي هم از رفتار دكتر مصدق دل خوشي نداشت و جناب پيشوا هيچ ‌يك از پيشنهادهاي او را هم نپذيرفته بود. به او گفت: «آقاي دكتر! اين راهي كه حضرتعالي مي‌رويد به تركستان نيست و به جهنمستان است، ولي تا آنجا هم با شما مي‌آييم!»

 

 

روزنامه جوان: آقاي زيباكلام مي‌پرسد در كودتاي 28 مرداد اعضاي جبهه ملي كجا بودند؟ واقعاً شايد بد نباشد كه بدانيم آنها در اين روز كجا بودند و چه مي‌كردند؟

 

سید هادی خسروشاهی: جواب سؤال ايشان بسيار روشن است. آنها همراه «پيشوا» فرار كردند! پيشوا نه خودش از مردم خواست به خيابان‌ها بريزند، نه اجازه داد كس ديگري مردم را به قيام دعوت كند و نه حتي به حزب توده اجازه داد كه با مخالفان مقابله كند. دكتر كيانوري به خود بنده گفت: «وقتي به دكترمصدق گفتيم اجازه بدهيد اقدامي كنيم، ايشان گفت صلاح نيست و خون و خونريزي مي‌شود! و روز قبل از كودتا هم دستور داده بود كه 300 نفر از كادرهاي حزبي را به خاطر تظاهرات خياباني بازداشت كنند.» بعدها بعضي از اعضاي حزب توده، از جمله شادروان احمد منزوي به بنده گفتند:‌«‌ما در خانه‌هايمان منتظر دستور حزب براي ريختن به خيابان بوديم، اما خبري نشد!»

 

روزنامه جوان: سؤال ديگر دكتر زيباكلام اين است كه چرا آيت‌الله كاشاني اقدامي نكردند؟ به راستي واكنش آيت‌الله به وقايع اين روز چه بود؟

 

سید هادی خسروشاهی: آيت‌الله كاشاني مي‌توانست كاري بكند و نكرد؟ ايشان پيش از آن كم امتحان خود را پس داده بود؟ قضاياي 30 تير، بركناري قوام و روي كار آمدن مجدد «پيشوا»! جز با تلاش و شجاعت آيت‌الله كاشاني صورت گرفت؟ وقتي ايشان پيش از كودتا براي دكتر مصدق يادداشت مي‌فرستد كه مراقب باشيد، وقوع كودتا محتمل است و «پيشوا»! با كمال نخوت مي‌گويد: «بنده مستظهر ـ مستظهر هم نه، مستحضر ـ به پشتيباني ملت هستم!» چه كاري از دست آيت‌الله كاشاني برمي‌آمد؟ دكتر مصدق واقعاً باورش شده بود كه همه مردم با او هستند و ارتش در اختيار اوست و شاه هم جرئت! نمي‌كند او را عزل كند. او پيشاپيش و عملاً زمينه‌اي براي اقدام آيت‌الله كاشاني باقي نگذاشته بود. روزنامه‌هاي ملي‌گرا و عناصر و عوامل وابسته به «پيشوا»! براي خانه‌نشين كردن آيت‌الله كاشاني از هيچ تلاشي فروگذار نكردند و كار را به آنجا كشيدند كه آيت‌اللهي را كه در عراق عليه نيروهاي اشغالگر انگليس جنگيده و از طرف آنها محكوم به اعدام و مجبور به فرار به ايران شده بود، «جاسوس انگليس» ناميدند! البته قبل از آن انگليسي‌ها اين مرد بزرگ را جاسوس آلمان ناميده و به همين جرم دستگير و تبعيد كرده بودند. بعد هم در ماجراي ترور شاه توسط ناصر ميرفخرايي- خبرنگار روزنامه پرچم اسلام- متهم به نقش داشتن در نقشه ترور شاه شد و جناب سرتيپ دفتري ـ كه چند روز قبل از كودتا توسط شخص «پيشوا»! رئيس كل شهرباني شد و بعد هم در كودتا نقش مستقيم داشت ـ ايشان را دستگير و به لبنان تبعيد كرد! چنين مرد بزرگ و مبارز و شجاعي به بركت روز‌نامه‌نگارانِ جناب «پيشوا»، يعني نشريات پرخاش، جبهه، شورش و. . . جاسوس انگليس شد و در كاريكاتورها و طرح‌هاي شرم‌آور، روي عمامه او پرچم انگليس كشيدند! آيت‌اللهي كه به بركت تلاش‌هاي جناب «پيشوا»! و اعوان و انصارش به اين روز درآمده است، چگونه مي‌تواند مردم را به قيام عليه كودتا فرا بخواند؟ خاطرم هست چند سال پس از وقايع نهضت ملي، من و مرحوم علي حجتي كرماني از قم براي ديدار آيت‌الله كاشاني به محله پامنار تهران رفتيم. حضرتشان براي اقامه نماز جماعت عازم مسجد بود. وضعيت به شكلي درآمده بود كه در مسجد فقط سه نفر پشت سر ايشان ايستاده بودند كه با ما شدند پنج نفر! آيا اين آيت‌الله كاشاني مي‌توانست مثل روز 30 تير كفن بپوشد و راه بيفتد و همه مردم تهران پشت سرش حركت كنند؟ كساني كه با تخريب و ترور شخصيت آيت‌الله كاشاني تيشه به ريشه نهضت ملي نفت و حتي تيشه به ريشه خود زدند، بد نيست برگردند و ببينند چه كردند و چه توشه‌اي برگرفتند.

 

البته خدمات بعضي از حضرات ملي‌گرا به مرحوم آيت‌الله كاشاني به همين جا هم ختم نشد و چون بايد در اين ميانه سهمي هم به ولي‌نعمت خود يعني امريكا مي‌رسيد، كتاب «كودتا» نوشته يك روزنامه‌نگار مجهول‌الهويه امريكايي را به دفعات چاپ كردند تا ثابت كنند كه گويا يك احمد آرامش نامي، 10 هزار دلارِ به دست آيت‌الله كاشاني رسانده است تا در كودتا شركت كند! و لابد حضرات از وضعيت مالي آيت‌الله كاشاني در تمام طول عمر و به‌ويژه در واپسين روزهاي حيات، بهتر از حضرات ملي‌گرا خبر داشتند، چون براي پنهان كردن دم خروس اين جمله را هم افزوده‌اند كه «اما نفهميديم آيا اين پول سرانجام به دست آيت‌الله رسيد يا نه؟!» البته دوستان ما در ايران اصرار عجيبي دارند كه رسيده است تا از حمايت و عنايت امريكا بي‌نصيب نمانند.

 

روزنامه جوان: دكتر زيباكلام سراغ شهيد نواب صفوي و فدائيان اسلام را هم در روز 28 مرداد گرفته‌اند. ايشان در آن روز كجا بودند؟

 

سید هادی خسروشاهی: لابد كسي به استحضار ايشان نرسانده است كه شهيد نواب صفوي و يارانش به لطف دوستان ملي‌گرا، به اتهام تخريب يك مشروب‌فروشي در شمال كشور در دوران‌ قبل! دستگير و زنداني شده بودند و به‌رغم تمام وساطت‌ها، 20 ماه از حكومت 28 ماهه «پيشوا» را در زندان بودند! بعد هم كه عده‌اي از فدائيان اسلام به عنوان اعتراض به اين دستگيري ظالمانه در زندان تحصن كردند، توسط پليس ملي‌گرا و با ياري همپيمانان حزب توده، مورد ضرب و شتم قرارگرفتند و در يك محاكمه دسته‌جمعي استاليني، يكجا و به طور فلّه‌اي به شش ماه زندان محكوم شدند! لابد جناب دكتر متوجه شدند فدائيان اسلام كجا بودند؟ البته خوشبختانه شهيد نواب صفوي كه سه ماه قبل از كودتا از زندان آزاد شده بود، از طرف شهيد سيد‌‌قطب براي شركت در مؤتمر اسلامي قدس به عمان دعوت شد و به عراق و سپس اردن رفت و پس از پايان كنفرانس به دعوت سيد قطب و اخوان‌المسلمين به مصر رفت و سپس به لبنان و سوريه سفر كرد و موقع بازگشت در عراق بود كه در ايران كودتا شد! بايد خدا را هزار بار شكر كرد كه نواب در آن ايام در ايران نبود، وگرنه سهمي هم از پيروزي كودتا نصيب او مي‌شد! البته وقتي برگشت، طبق معمول آرام ننشست و اولين اعلاميه را عليه كودتاچيان داد و در جلسه‌اي در منزل آيت‌الله زنجاني اعلام كرد كه فدائيان اسلام در اقدامات عليه كودتا، نهايت همراهي و همكاري را با «نهضت مقاومت ملي» خواهند كرد. اميدوارم براي جناب دكتر معلوم شده باشد كه اولاً: نواب صفوي كجا بود و ثانياً: چرا فدائيان اسلام نتوانستند عليه كودتا اقدام كنند؟!

حيف است جناب دكتر اين نكته را هم ندانند كه آيت‌الله كاشاني در آستانه انحلال مجلس هفدهم و به دليل اينكه امكان هرگونه اظهارنظر از ايشان سلب شده بود، در منزل خودشان در پامنار، صرفاً يك جلسه سخنراني برگزار كرده بود، اما ناگهان و به‌ شيوه‌اي كاملاً خودجوش! عده‌اي از مردم! ـ كه معلوم شد پان‌ايرانيست‌هاي هوادار پيشوا بودند ـ با چماق، آجر و سنگ از در و بام و هوا به مردم حمله كردند و فردي از مريدان ايشان به نام محمد حدادزاده را هم كشتند! اين عناصر خودجوش دستگير شدند، ولي هرگز محاكمه نشدند! گمان نمي‌كنم جناب دكتر به شواهد بيشتري براي دريافتن مطلب نياز داشته باشند.

وقتي اين حرف‌هاي جناب دكتر را مي‌خوانم انصافاً دلم مي‌سوزد، چون بيشتر نوشته‌هاي ايشان را خوانده‌ام و با برخي از آنها هم‌عقيده هستم، اما با اين رفتارها، خود به خود ياد قضيه شركت شيخ محمدباقر كمره‌اي و سيد علي‌اكبر برقعي قمي كه هر دو روحاني بودند و در فستيوال صلح بخارست به دعوت جمعيت هواداران صلح وابسته به حزب توده مي‌افتم كه گويا به‌طور مشروع! در آنجا به تماشاي حركات موزون دختركان كمونيست هم نشستند و وقتي به ايران برگشتند، جريده‌اي خطاب به آنها نوشت:

«جناب شيخ! شنيده‌ام كشيش دير شدي

خوشا به حالت عجب عاقبت به خير شدي!»

همانطور كه اشاره كردم اصرار بر حضور هميشگي در صحنه انسان را دچار اين عوارض مي‌سازد كه جاي تأمل، تعمق و عبرت است.

ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح