گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش دوم
 صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری | بخش اول
 نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور: دعوت از زنان، اهل سنت و کردها و مشاور یهودی در دولت جدید
 نگذاریم احمدی‌نژادیسم بازگردد
 اگر احمدي‌نژاد تاييد صلاحیت شود، با روحاني به دور دوم انتخابات مي‌روند.
 تاثیر فقدان هاشمی همچون رد صلاحیتش است
 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 کارنامه ناموفق نظامیان در اقتصاد
 

 

 

تاریخ انتشار : 1388/05/10

زیباکلام در گفتگو با اعتماد : حناي تخريب هاشمي يگر رنگي ندارد

به جرات مي توان گفت اگر انتخابات اين دوره و حواشي و اتفاقات پس از آن در دهه گذشته رخ مي داد، هاشمي رفسنجاني مي توانست نقش اساسي و مهمي را در نتيجه انتخابات ايفا کند. اما سياست تخريب که از چهار سال گذشته عليه اين سياستمدار کهنه کار آغاز شده بود، در جريان انتخابات اين دوره به اوج خود رسيد و سياستي که هاشمي در پيش گرفت هم نتوانست ورق را به سمت منتقدان دولت نهم برگرداند.

 هاشمي که در اين دوره هم سعي مي کرد مانند گذشته نقش يک تعادل گر را ايفا کند، اما خواسته يا ناخواسته به سمت منتقدان متمايل شد. اما اينکه هاشمي چه سياستي را در پيش خواهد گرفت و به سوي کدام جريان حرکت خواهد کرد، هنوز جاي ابهام دارد. اينها همه بهانه يي شد تا پاي صحبت دکتر صادق زيباکلام استاد علوم سياسي دانشگاه تهران بنشينيم. او اعتقاد دارد سياست حمله به هاشمي که از چهار سال قبل شکل آشکاري به خود گرفته، در اين دوره کارساز نبوده و رويکرد هاشمي مي تواند منجي اصلاحات در ايران باشد.

---

-در دهه گذشته تفکري در بين گروهي از اصلاح طلبان در خصوص نقش و جايگاه هاشمي رفسنجاني در مناسبات سياسي وجود داشت که او را متمايل به جناح مقابل مي دانستند، اما شما در مقاله ها و اظهارات تان به نقد اين ديدگاه مي پرداختيد. چه دلايلي براي وجود چنين تفکري در ميان آن گروه و تفکر مقابل آن در شما وجود داشت؟

اين سوال در گذشته زياد از من پرسيده مي شد. خلاصه انتقاد هم اين بود که چرا شما از هاشمي رفسنجاني دفاع مي کنيد. البته اين در بهترين حالتش بود و به اشکال ديگر هم مطرح بود مثل اينکه چرا شما خودتان را خرج هاشمي مي کنيد؟ علتش اين بود که در سال هاي اوج دوم خرداد، من به عنوان يکي از چهره هاي شاخص جريان اصلاح طلب شناخته مي شدم و طي مقالاتي که در روزنامه هاي اصلاح طلب مي نوشتم و سخنراني هايي که داشتم، عجيب بود که کسي از اين جريان اينچنين قرص و محکم از هاشمي دفاع مي کرد و در برابر دوستان اصلاح طلب مثل گنجي، عبدي، باقي و ديگران از هاشمي حمايت مي کرد. دلايل زيادي هم داشتم که يکي از آنها به سابقه هاشمي و مبارزات قبل از انقلاب او بازمي گشت اما مهم تر از آن، توجيهم اين بود که جدا از مسائل اخلاقي و تاريخي اين قضيه، ملاحظات ماکياوليستي مي کردم. معتقد بودم ما نبايد هاشمي را در مقابل خود بدانيم. چراکه او مي تواند نقش ارزشمندي براي ما ايفا کند و به درد جريان اصلاح طلبي مي خورد.

-اما يکي از توجيهات اصلاح طلبان هم اين بود که هاشمي جبهه محافظه کار را نمايندگي مي کند و سياست هاشمي مانع پياده کردن رفرميسم است.

نه. هاشمي هميشه موضعي بين دو طيف داشت. حتي اگر ما فرض بگيريم که او با ما نيست، حداقلش اين است که با جريان مقابل هم نيست و در مقابل هاشمي ايستادن، او را به سمت جريان مقابل هل مي دهد و در حقيقت با دست خودمان يک نيروي خنثي را به نيروي مقابل تبديل مي کنيم. تحولاتي که ظرف يک دهه اخير اتفاق افتاد به خصوص در چهار سال نخست دوره احمدي نژاد و رويکرد او به سياست خارجي و اقتصاد و حوزه هاي ديگر باعث شد ديگر کسي از من نپرسد چرا از هاشمي دفاع مي کنم.

-سياست هاشمي را در انتخابات اخير چگونه ديديد؟

اتفاقاً انتخابات اخير و حوادث پس از آن باعث شد من از هاشمي به عنوان يک فرد ميانه رو، معتدل و کسي که طرفدار منطق و حرف حساب است بيش از پيش دفاع کنم. به نظر من يک سياستمدار بايد چنين ويژگي هايي داشته باشد و جانب انصاف و عدالت را رعايت کند. در خطبه هاي نماز جمعه ايشان ديديم که او خواهان آزادي زندانيان حوادث اخير و دلجويي از خانواده هايي است که در اين حوادث عزيزان شان را از دست داده اند. مي خواهم بگويم هاشمي رفسنجاني نلسون ماندلا و ژان ژاک روسو و گاندي نيست. او هاشمي رفسنجاني است و ما بايد طبق مختصات جامعه سياسي خودمان از او انتظار داشته باشيم. با يک نگاه واقع بينانه من از اينکه هاشمي الان تبديل به يک منجي شده و جانب اصلاح طلبان را گرفته است، تعجب نمي کنم و با شناختي که از ايشان دارم، اگر غير از اين رفتار مي کرد، جاي ابهام و سوال بود.

-بعد از مدت ها هاشمي رفسنجاني دوباره در مرکز اخبار و حوادث قرار گرفته و يک همبستگي اجتماعي جديدي بين او و مردم و به ويژه معترضان به نتيجه انتخابات ايجاد شده است. فکر مي کنيد بعد از موج ضدهاشمي که در انتخابات چهار سال قبل، احمدي نژاد بر آن سوار شد و در تمام اين چهار سال هم وجود داشت و نقطه اوج آن هم در انتخابات اين دوره بود، نگاه عموم جامعه به جايگاه هاشمي تغيير پيدا کرده است؟

علت اقبال مردم به احمدي نژاد و جريان حامي او در دوره گذشته به دليل تاکتيکي بود که اتخاذ کرده بودند. من اعتقاد ندارم در انتخابات چهار سال قبل تقلب فاحشي صورت گرفت و به نظرم حداقل 80 درصد آراي احمدي نژاد واقعي بود. در چهار سال رياست جمهوري همين تاکتيک برقرار بود و اين استراتژي در انتخابات اين دوره هم بود. ساده ترين شکل آن هم اين بود که احمدي نژاد بحث عدالت اجتماعي، برابري، مبارزه با فقر و... را مطرح کند و در قالب يک منجي و فرشته نجات ظاهر شود؛ کسي که با مستکبرين و مفسدين درمي افتد و حق مظلوم را از ظالم پس مي گيرد. در انتخابات 84 طرفداران احمدي نژاد چنين تصويري از او نشان دادند و در مقابل، هاشمي و خانواده اش بودند که به عنوان باند قدرت و ثروت مطرح شدند که بر بيت المال چنگ انداخته اند. تبليغات فراواني هم پيرامون آن مطرح شد. احمدي نژاد براي توده مردم سمبل مبارزه با فقر و گرفتن حق مردم از مافيا بود و اعضاي اين مافيا کسي نبودند جز هاشمي و اطرافيانش. احمدي نژاد که ديد اين استراتژي موفقيت آميز بود، پا را فراتر گذاشت و اين تاکتيک را به سياست خارجي هم کشاند يعني اعضاي اين مافيا در مقابل بيگانگان هم سر خم مي کنند و براي اينکه امتياز بگيرند، سر مسائل بسياري همچون بحث هسته يي، بحث افغانستان و... کوتاه آمده اند.

احمدي نژاد اين گونه وانمود کرد که در مقابل امريکا و اسرائيل به شدت ايستاده و تو دهان 1«5 زده و غني سازي اورانيوم را از سر گرفته است. اين ديدگاه در تمام چهار سال گذشته وجود داشت. جمله معروفي از ديزرائيلي هست که مي گويد «يک عده را مي شود براي هميشه در فريب نگه داشت. همه را هم مي شود براي مدتي فريب داد اما نمي توان همه را براي هميشه در فريب نگه داشت.»

-فکر مي کنيد در اين دوره اين تاکتيک چقدر کارساز بود؟

واضح بود که بالاخره اين رويکرد ايشان براي هميشه نمي تواند آن 17 ميليون را نگه دارد. بالاخره آنها مي ديدند تا چه حد عدالت اجتماعي ايجاد شده و واقعاً مبارزه يي عليه مافياي قدرت و ثروت صورت گرفته، چقدر تورم پايين آمده و در کل سطح رفاه چقدر افزايش يافته است. به همين دليل در انتخابات اين دوره هم همان تاکتيک قديمي را تکرار کرد و در مناظره با مهندس موسوي بلافاصله بحث را به تخريب چهره هاشمي و خانواده اش کشاند. اما اشکال او اين بود که او يک بار اين روش را در پيش گرفت و پاسخ هم گرفت اما براي بار دوم نتوانست مثل دوره قبل موجي به دنبال خود راه بيندازد. البته ترديدي ندارم که هنوز هم عده يي باور دارند او با مافيا مبارزه خواهد کرد و به اعتبار آن به او راي دادند. دليل من براي اينکه نگاه مردم به هاشمي ديگر نگاه چهار سال گذشته نيست، همين جايگاه فعلي هاشمي در بين مردم و طبقات تحصيلکرده جامعه و نخبگان است. استقبالي که از هاشمي در نماز جمعه گذشته صورت گرفت، به نظر من نشان داد اين استراتژي ديگر کارساز نيست.

-گاهي از گوشه و کنار شنيده مي شود هدف عده يي زمين زدن و کنار گذاشتن هاشمي از عرصه سياست بوده است. نظر شما در اين باره چيست؟

من اين طور فکر نمي کنم. هاشمي علاوه بر اعتباري که در نسل اول فعالان سياسي و چهره هاي سرشناس نظام دارد، در بين مديران ارشد و تکنوکرات ها هم جايگاه محترم و ويژه يي دارد. فرقي هم نمي کند از چه جناحي باشند. از علي محمد بشارتي و ولايتي که چهره هاي جناح راست هستند تا مهاجراني و کرباسچي و نوري که از فعالان اصلاح طلب هستند، همه براي او جايگاه ويژه يي قائلند. غير از اينها ايشان ديگر نفوذ و قدرتي ندارد، نه در تشکيلات امنيتي، نه در قواي مسلحه و نه در قوه قضائيه. او قدرتي ندارد که بگوييم مشکل سران نظام، هاشمي رفسنجاني است. اگر او دوباره احيا و مطرح شده، اين به توانايي ها و استعداد و لياقت خود او برمي گردد که هيچ گاه با جريانات تند و افراطي چه در چپ و چه در راست موافق نبوده است.

به نظرم سوءمديريت ديگران باعث توجه دوباره به او شد. با اين تز که توطئه يي براي کنار زدن او وجود داشته، زياد موافق نيستم. اگر بخواهيم منحني قدرت او را در اين سال ها رسم کنيم، مي بينيم که بعد از دوران هشت ساله رياست جمهوري اش قدرتش عملاً رو به افول بوده است. بنابراين نبايد حمله يي که احمدي نژاد به هاشمي مي کند را به حساب قدرت و نفوذ فراوان او گذاشت بلکه همان طور که گفتم احمدي نژاد با اين کار مي خواهد کسب وجهه و محبوبيت کند و کسي هم نيست که به او بگويد اين حنا ديگر رنگي ندارد.

ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح